فروش ویژه اسلایسر هندوانه

هم اکنون این محصول با 65 درصد تخفیف عرضه شده است

فقط 10000 تومان 

خرید اینترنتی

»

برائت‌اصولگرایان از‌خودی دیروز

«احمدی نژاد به ما اعلام می کرد که شما را اصولگرا نمی دانیم و خودشان را اصولگرا می دانستند. دعا می کنیم که باز هم ما را اصولگرا ندانند، کاری به کار ما نداشته باشند و ما هم کاری به کارشان نداشته باشیم.»

«احمدی نژاد به ما اعلام می کرد که شما را اصولگرا نمی دانیم و خودشان را اصولگرا می دانستند. دعا می کنیم که باز هم ما را اصولگرا ندانند، کاری به کار ما نداشته باشند و ما هم کاری به کارشان نداشته باشیم.»

 این جملات را باهنر به «آرمان» گفته است.

این روزها تصورات مردان دولت قبل تفاوت زیادی با آنچه دارد که درباره سرنوشت خود متصور بودند. آنها دولت های قبل را دیده بودند که روسای آنها هیچ گاه مورد غضب و نگاه های پرسشگر درباره عملکردشان قرار نگرفتند و تصور داشتند که این هم یک رسم است پس آنها هم محبوب و موردعلاقه حامیان خود خواهند ماند. اما این برداشت اشتباه بود مانند برخی برداشت های غلط دیگرشان که اقتصاد را با مشکلاتی همراه ساخت ازجمله برداشت خانه دارکردن مردم از طریق پروژه مسکن مهر که میراثی برای دولت یازدهم ماند یا همین برداشت پولدارکردن اقشار ضعیف از طریق اعطای یارانه و... .

دولت احمدی نژاد درحالی پایان یافت که اخبار مربوط به آن هنوز و پس از 18 ماه نقل محافل سیاسی و اقتصادی و اجتماعی است. معاون اول این دولت به زندان می رود و مدیر تامین اجتماعی آن منتظر صدور حکم دادگاه است. دو نفر از دولتمردان احمدی نژاد با رای هیات رسیدگی به تخلفات کارکنان دولت به مدت 5 و 10ماه از پذیرش مسئولیت های دولتی منع شدند و... این درحالی است که در دولت های پیش از دولت نهم اینگونه احکام برای مدیران معنایی نداشت.

 دیگر او را دوست ندارند!

مردان احمدی نژاد باور ندارند که امروز اصولگرایان به چشم یک غیرخودی به آنها نگاه می کنند دقیقا عین سال84 که احمدی نژاد خاستگاه خود را جریان اصولگرایی ندانست. تاریخ بعد از 8 سال به شکل معکوس تکرار می شود. معاون پارلمانی احمدی نژاد به تازگی گفته است: «احمدی نژاد از نظر سیاسی، از آغاز خاستگاهش اصولگرایان بود. ولکن به صورت سیستماتیک و شکلی کاندیدای اصولگرایان به حساب نمی آمد.

از وقتی آمد اکثر کابینه ایشان را اصولگرایان تشکیل دادند، یعنی اکثر کابینه یا افراد اصولگرا یا افراد مستقلی که این اصول را می پذیرفتند، بودند.» اما این فقط تعبیر نزدیکان احمدی نژاد است و شاید در این بخش باید جمله آیت ا... علم الهدی را یادآور شد که گفته بود: «آقای احمدی نژاد یک نفری بود که عوضی رفت و تمام شد. احمدی نژاد جریان نیست. او سقوط کرد.» البته تنها امام جمعه مشهد نبود که اینگونه پایان حضور سیاسی احمدی نژاد را اعلام کرد، بسیاری از اصولگرایان شناخته شده هم امروز اصولگرابودن احمدی نژاد را نمی پذیرند و دلیلشان واضح است.

آنها اگر بپذیرند که احمدی نژاد اصولگراست پس باید وقتی شعار ائتلاف اصولگرایان را سر می دهند در را به روی طیف حامیان و نزدیکان وی هم باز کنند چون ائتلاف یعنی حضور همه گروه ها و تشکل هایی که خود را اصولگرا می  دانند. حضور طیف احمدی نژاد در جمع اصولگرایان یعنی نمره منفی در سبد رای این جریان به واسطه سوالات بی پاسخ مانده فراوان از عملکرد دولتهای نهم و دهم. از همین روست که چندی قبل، ناصر ایمانی گفته بود: «آقای احمدی نژاد از همان سال 84 که انتخاب شد به صراحت ابراز می کرد که تعلقی به جناح اصولگرا ندارد.

این اصولگرایان بودند که خودشان را به ایشان می چسباندند و می گفتند اصولگراست.» حجت الاسلام مصباحی مقدم از اعضای تاثیرگذار جامعه روحانیت هم گفته بود که «احمدی نژاد طی دو سال آخر مسئولیت خود اقداماتی کرد که باعث آسیب شد. رفتارهای احمدی نژاد و برخی اطرافیانش باعث شد در ابتدا به شخصیت احمدی نژاد و دوستانش آسیب وارد شود و درنهایت اصولگرایان بودند که از این ناحیه دچار آسیب شدند. گرچه شخص احمدی نژاد هیچ گاه خود را اصولگرا ندانست اما این آسیب به جریان اصولگرایی از ناحیه وی وارد شد.»

بادامچیان، قائم مقام حزب موتلفه نیز از جمله حامیان احمدی نژاد در سال های نخست دولت بود اما او هم حمایت خود را کمرنگ می کند و می گوید که «توصیه من به آقای احمدی نژاد این است كه بازیکن روی نیمکت بماند.»

اما درنهایت صادق زیباکلام به عنوان یک استاد دانشگاه اینچنین به تحلیل این برائت ها می پردازد که «اصولگرایان بسیاری مانند لاریجانی منتقد احمدی نژاد هستند، مشکل اساسی آنها بودن یا نبودن احمدی نژاد است. اگر او را کنار بگذارند، رای زیادی نخواهند داشت و همچنین به علت انتقادهای تندی که از او در چند سال اخیر کردند، نمی توانند او را سوار قطار اصولگرایان کنند. درنتیجه من فکر می کنم مشکل اصلی آنها بر سر توافق طیف های مختلف اصولگرایان نیست بلکه مساله احمدی نژاد است.»

 دوراهی های دو جریان

اکنون پارادوکس، بهترین تعریف درباره دو جریان است. یکی اصولگرایان که به هر نحو سعی می کنند خود را از احمدی نژاد جدا معرفی کنند و بازی «کی بود کی بود من نبودم» را با تغییر افکار عمومی به اجرا دربیاورند که مسلما در این مسیر موفق نخواهند بود چراکه فراموش کرده اند اگر چه حافظه تاریخی ایرانیان ضعیف است اما مشکلاتی که برایشان فراهم آمده است را هیچگاه فراموش نمی کنند.

جریان دیگر همان نزدیکان احمدی نژاد هستند که بار دیگر منافع خود را در حضور در جمع اصولگرایان تعریف می کنند و می خواهند بار دیگر پروژه انتخابات سال 84 را ایفا کنند یعنی از نردبان جریان اصولگرایی بر کرسی قدرت بنشینند که درباره نتیجه این موضوع دو گمانه را می توان مطرح کرد؛ نخست اینکه اصولگرایان به این نتیجه برسند که برای جلوگیری از شکاف درون اردوگاهی حضور احمدی نژادی ها را در جمع خود بپذیرند و گمانه دیگر اینکه طیف جدا از طیف احمدی نژاد در انتخابات مجلس شرکت کرده و تبعات واکنش های حذف این جریان را بپذیرند.

اظهارات باهنر که در سطور نخست آمد، گویای این است که آنها همین مشی دوم را انتخاب کردند و حاضر نیستند تحت هیچ شرایطی طیف احمدی نژاد را به درون خود بپذیرند چون در وهله نخست باید در قبال عملکرد 8 ساله این جریان به افکار عمومی پاسخگو باشند که ظاهرا توان آن را ندارند پس فعلا دعاکردن برای حذف این جریان بهترین شیوه از نظر آنهاست.

اخبار سیاسی  - آرمان 

جدید ترین مطالب سایت