فروش ویژه اسلایسر هندوانه

هم اکنون این محصول با 65 درصد تخفیف عرضه شده است

فقط 10000 تومان 

خرید اینترنتی

»

تضعیف فرماندهان خودی بازی‌ در زمین‌ دشمن‌ است

این روزها تفاسیر متفاوتی از بیانیه مطبوعاتی لوزان در رسانه ها منتشر و یا پخش می شود.

تضعیف فرماندهان خودی بازی‌ در زمین‌ دشمن‌ است

این روزها تفاسیر متفاوتی از بیانیه مطبوعاتی لوزان در رسانه ها منتشر و یا پخش می شود.

مقامات کشوری و لشکری و ائمه جمعه از زحمات تیم مذاکره کننده هسته ای کشورمان تقدیر و تشکر کردند ولی در این میان نقدهای فراوانی از سمت دلواپسان شنیده می شود، بخشی از این دلواپسان به معنای واقعی دلواپس اند که نکند حقی از ایران زائل شود ولی عده ای از دلواپسان هرگونه توافق با غرب وحتی بازی برد- برد را هم برنمی تابند، هیچ گاه مطالباتشان سقف و کف ندارد و تلاش دارند تنها به تضعیف طیف دیگر بپردازند یا در راستای موضوع مذاکرات هسته ای این چنین القا کنند که دولت یازدهم در حال کوتاه آمدن در برابر دیگران و باج دادن به غرب است درحالی که اگر به دستاوردهای لوزان رجوع شود قطعا خواهند فهمید که پذیرش شروط ایران از سوی آمریکا و هم پیمانانش دستاورد کمی نیست.

ایران 12 سال برای اثبات حق استفاده از انرژی هسته ای تلاش و کوشش کرد و توانست در لوزان به صورت رسمی غرب را به پذیرش حقوق خود مجاب کند. لوزان آوردگاهی است که قطعا منافع ایران را تامین خواهد کرد و بعد از لغو تحریم ها به طور یقین چرخ اقتصاد کشور هم خواهد چرخید. به بهانه نقدهای منصفانه و هجمه های غیرمنصفانه دلواپسان، دکتر امیرمحبیان، استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل منطقه ای با «آرمان» به گفت وگو پرداخته است که در ادامه می خوانید:

  توافق لوزان را چگونه ارزیابی می کنید و به نظر شما مذاکره کنندگان ایرانی توانسته اند از حقوق ملت ایران در بیانیه لوزان دفاع کنند؟

آنچه در لوزان رخ داده است هنوز مورد توافق قرار نگرفته است؛ از این رو، نام آن را چارچوبی برای یک توافق جامع گذاشته اند. بنابراین قضاوت زود وعجولانه است. اما من لازم است چند نکته را روشن کنم تا سطح توقع معلوم شود.1- این اصطلاح برد- برد که دولتیان برآن تاکید می کنند، درمورد این مذاکرات به گمان من مصداق ندارد و فقط بر توقعات می افزاید زیرا در بازی برد–برد عملا دو طرف بر امر مشترکی به گونه ای توافق می کنند که هر دو بهره متناسبی می برند. در این توافق ها این گونه نیست که ما با آمریکا یا 1+5 در مورد امر ثالثی در حال به توافق رسیدن هستیم یا بحث تعاملات هسته ای ایران و آمریکا مورد بحث قرار می گیرد.

دراینجا آمریکا می گوید آنچه در جیب ماست، مال ماست اما آنچه در جیب شماست در مورد آن مذاکره کنیم. غربی ها درمورد حق ما مذاکره می کنند؛ حق مشترکی مورد بحث نیست پس در این جا بردی نیست فقط به دلایلی که همه می دانیم در شرایطی هستیم که باید کمتر ببازیم.2- در نشست های حساس این چنینی، همه اطلاعات در دست نیست و افکار عمومی یا صاحبان اطلاع ناقص طبعا قضاوت آنها ناقص خواهد بود.

واقعیت آن است که به صورت طبیعی هم در این مذاکرات به دلیل دخالت های مخل بعضی جریانات خارجی، جزئیات این نشست ها معمولا به خصوص قبل از نیل به توافق قطعی، رسانه ای نمی شود. بنابراین به آنان که با اطلاعات فعلی قضاوت می کنند می توان گفت که باشد اندر پرده بازی های بسیار غم مخور. 3- در این گونه مذاکرات یا به نمایندگان خود در مذاکرات اعتماد داریم یا نداریم.اگر نداریم باید یا باب مذاکره را ببندیم یا هفتاد و پنج میلیون نفر در مذاکره شرکت کنند که شدنی نیست.

اما اگر به نمایندگان خود اعتماد داریم که بر حسب سخنان مقام معظم رهبری چنین است پس برگزاری محاکمه زودرس برای آنها یا قضاوت عجولانه بی معناست. 4-انتقاد اشکال ندارد و حتی بر این گمانم که در پازل کلان مذاکرات کاملا به نفع مذاکره کنندگان ما بوده و می تواند دست مذاکره کنندگان برای اخذ امتیاز را باز کند. اما انتقاد با خودزنی تفاوت دارد. در انتقاد درست، مورد انتقاد «دشمن و نیات اوست» دقیقا همانگونه که رهبری انجام دادند؛ یعنی برخدعه و فریبکاری دشمن تاکید کردند اما خودزنی آن است که در کشاکش مذاکرد یا نبرد دیپلماتیک به سربازان خود در میدان نبرد دیپلماتیک حمله برده و از پشت به آنها خنجر بزنیم.

در این حالت مذاکره کننده ما در میان دو آتش توپخانه گرفتار شده و نمی داند نگران دشمن باشد یا خودی! متاسفانه اکنون می بینیم که بعضی ها لب به تحسین غربی ها باز کرده که آنها چه باهوش و زرنگ هستند و در همان زمان نیروهای خودی را تحقیر کرده و مورد شماتت قرار می دهند.

به صراحت می گویم این ها خلاف مشی رهبری و منش عقلانی عمل می کنند. کسی که نیروهای خودی را از پشت زیر آتش می گیرد یا ناآگاه است یا ستون پنجم دشمن. البته واقعا بر این باورم که بخش اعظم منتقدان از موضع تقویت نیروهای خودی و هشیارسازی آنها عمل می کنند ولی هستند کسانی که هدف را گم کرده اند.5 -اصولگرایان فکر می کنند همه آگاهانی که روند سیاسی کشور را دنبال می کنند در درایت رهبری شکی ندارند؛ چنانچه غربی ها نیز به رغم عداوت لب به تحسین ایشان گشوده اند.

پس تردیدی نداریم که دایره اطلاعات ایشان و دغدغه منافع ملی رهبری و نیزشجاعت ایشان فراتر از اطراف قضیه است. آیا در موضوعی حساس چون مذاکرات هسته ای، رهبری فرآیند را رها کرده و تصمیم گیری را بر دوش افرادی ناکارآمد یا غیرقابل اعتماد قرار می دهند؟ آیا اگر منافع کلان کشور زیر سوال رود یا منافع کلان تری در پی آن نباشد رهبری سکوت می کنند؟ قطعا خیر، پس دلواپسی به عنوان هشداردهی به مکر دشمنان حتما مفید است اما تخریب پشت جبهه مذاکرات و تضعیف نیروهای خودی خیر 6- پیشرفت در حوزه تکنولوژی ها عالی نظیر تکنولوژی هسته ای یکی از نشانه های استقلال سیاسی و فکری دانشمندان ایرانی است؛ اما نباید استقلال یا هویت نظام را در نگرشی تقلیل گرایانه به تعدادی سانتریفیوژ گره زد.

قطعا ما نباید اجازه دهیم کسی از بیرون نظام تصمیم گیری کشور برای ما تعیین تکلیف کند. اما راه پیروزی و تعالی کشور گاه پیچیده بوده و لزوما مسیری صاف نیست. هدایت کشورتوسط رهبری با علم به همه دشواری ها و پیچیدگی ها از این مسیرها صورت می گیرد. نباید به گونه ای عمل شود که در اعتماد مردم به این هدایت گری هوشمند خلل ایجاد شود.

البته این امر به معنای عدم نقد نیست ولی نقدی که جلوی پیشرفت کشور را گرفته و روحیه ملی را مخدوش سازد حتما ضررش بیش از سودش خواهد بود.7.-تاریخ به ما ثابت کرده است که اولا برای ملتی که به خدا و اهداف الهی اتکا کرده است شکستی وجود ندارد؛ ثانیا گاه سکون های هوشمندانه ای هست که نقطه آغاز جهش های عظیم می شود. همه ما به یاد داریم که پذیرش قطعنامه 598 تا چه حد دل رزمندگان اسلام را به درد آورد ولی اعتماد به رهبری و تشخیص امام(ره) و اتکال به خداوند نشان داد که آن پذیرش مایه تعالی و قدرت بسیار ملت ایران در منطقه و جهان شد.

حال فقط مقایسه ای ظاهری نیز نشان می دهد که توان و نفوذ ایران در منطقه و جهان پیش از پذیرش قطعنامه و درحال حاضر قابل قیاس با همدیگر نیست. آنچه باید ما را نگران سازد توافق یا عدم توافق نیست بلکه مخدوش شدن نیات الهی مسئولان یا افول عقلانیت در پشت کوه تمایلات نفسانی نزد جریانات سیاسی است.

  سرداران سرلشکر فیروزآبادی و جعفری و همچنین بسیاری از ائمه جمعه از دستاوردهای هسته ای لوزان و تیم مذاکره کننده هسته ای حمایت کردند. این حمایت ها چه نتیجه ای برای پیشبرد مذاکرات دارد؟

حمایت این برادران بزرگوار نه از باب ندیدن نقاط ضعف یا پذیرش رفتارهای ظالمانه آمریکا و متحدان غربی اش در پذیرش یک حق بدیهی است بلکه مبتنی بر این اصل است که در کشاکش نبرد دیپلماتیک تضعیف روحیه سربازان و فرماندهان خودی ولو انتقاداتی به آنها وارد باشد فقط و فقط بازی در زمین دشمن است.

  برخی مجلسیان دلواپس به دیده نقد به دستاوردهای لوزان می نگرند. جنس این دلواپسی را چگونه ارزیابی می کنید؟

با شناختی که از اکثر آنها دارم نیت آنها تقویت موضع مذاکره کنندگان و افزودن بر دستاوردهای دیپلماتیک یا حداقل کمتر از دست دادن امتیاز است. اما گاه می شود که گرمی بیش از حد فضا باعث سخنانی می شود که نتیجه معکوس به دنبال دارد. به گمانم آنها حق دارند که از وزیر خارجه تا حد امکان اطلاعات را بخواهند تا تصمیمات مناسب اتخاذ شود ولی لحن و بازتاب خارجی این خواست بسیار مهم است و نباید وجهه نیروهای خودی در مذاکرات مخدوش شود.

  بسیاری از مخالفان هرگونه توافق با غرب اعلام کرده اند که تیم مذاکره کننده هسته ای ازخط قرمزهای نظام عبور کرده است. به نظر شما امکان عبور از خط قرمزها برای تیم ایرانی مذاکره کننده وجود دارد؟

خطوط قرمز را رهبری با درایت ترسیم کرده اند و پایش آن را هم ایشان و نهادهای ذیربط بر عهده دارند. قطعا دقت نظر رهبری و دغدغه ایشان در این زمینه بیش از بسیاری از مدعیان یا بازیگران صحنه مذاکرات است. اگر خطوط قرمز جابه جا شود یا از آن عبور گردد بی تردید اولین برخوردکننده ایشان خواهند بود.

  توافق احتمالی درسه ماه آینده چه تاثیری بر جایگاه ایران در منطقه و افزایش قدرت چانه زنی ایران درمنطقه به عنوان یک قدرت منطقه ای می گذارد؟

منطقه ما شدیدا متلاطم است و نگرانی های سران ارتجاعی بعضی از کشورهای اسلامی از طلوع قدرت روزافزون ایران اسلامی است. ما باید به آنها اطمینان دهیم که قدرت ایران بخشی از قدرت جهان اسلام است و در سرجمع منافع آن مصروف تعالی جایگاه مسلمین در جهان خواهد شد. ولی به هر حال روشن است که تغییراتی جدی در راه است و آنها نیز این تغییرات را می بینند ولی گفته اند که اگر کسی نتواند خود را با تغییر هماهنگ کند توسط آن از پای درمی آید.

  باتوجه به اینکه سابقه نداشته است که کشوری زیر بار فصل هفتم درشورای امنیت برود و بتواند خارج شود، خروج احتمالی پرونده هسته ای ایران از شورای امنیت را چگونه ارزیابی می کنید؟

میان دو گزینه بازگشت خودکار به تحریم های شورای امنیت در صورت نقض قرارداد و نیاز به تصویب قطعنامه جدید در صورت نقض ما باید از مورد اخیر دفاع کنیم تا امکان وتوی روسیه قابل استفاده باشد. ولی در هر حال هزینه هایی که می دهیم برای همین خروج است والا نیازی به این همه مذاکرات نبود.

  درصورت توافق احتمالی میان ایران وغرب اقتصاد ایران را در پساتوافق چگونه ارزیابی می کنید؟

من نگران روز بعد از برداشت تحریم ها هستم. انتقال منابع مالی و پیدایش فرصت های مالی نباید اقتصاد کشور را به سمت مصرف زدگی محض بکشاند. مدیریت مالی مهم ترین دغدغه پس از رفع تحریم هاست. منابع مالی نباید به جامعه مستقیما تزریق شود زیرا هم تورم زاست و هم کشور را رو به نابودی می برد. واقعا بر این باورهستم که مشکل ما در مواجهه با غرب و کشیده شدن به پای میز مذاکرات، به واقع تحریم ها نبود بلکه ناتوانی و ضعف مسئولان در اجرای اقتصاد مقاومتی و مدیریت بهینه دارایی ها بود. روشن تر بگویم تحریم ها کشور را با بحران جدی مواجه نکرد ولی عدم مدیریت سرمایه وارداتی می تواند شدیدا بحران زا باشد.

  برداشته شدن تحریم ها دستاورد بزرگی است. از نظر شما برداشته شدن تحریم ها باید چگونه باشد؟

تحریم ها باید یکجا برداشته شود؛ اگر تحریم ها تدریجی برداشته شود آنها برای هر گام امتیازی خواهند خواست. ایران باید در گام های بعدی مذاکرات، آمادگی خود را برای ترک میز مذاکرات در صورت پیمان شکنی کشورهای غربی به روشنی به آنها بفهماند؛ ما باید روند مطالبات را مدیریت کنیم.

اخبار سیاسی - آرمان

جدید ترین مطالب سایت