فروش ویژه اسلایسر هندوانه

هم اکنون این محصول با 65 درصد تخفیف عرضه شده است

فقط 10000 تومان 

خرید اینترنتی

»

اصلاح‌طلبان گفتند دانشجویان شعار دادند

  دانشجویان نگذاشته اند شمع آزادیخواهی

اصلاح‌طلبان گفتند دانشجویان شعار دادند

رضا خاتمي:

    دانشجویان نگذاشته اند شمع آزادیخواهی

در اين کشور فراموش شود

 چشم همه ما به انتخابات مجلس است

  دوران جديدي براي فعاليت هاي دانشجويي

آغاز شده است

ابراهيم اصغرزاده:

    انحلال جنبش دانشجويي از زمان احمدي نژاد

 آغاز شد

 جنبش دانشجويي برانداز و انحلال طلب نيست

  به عنوان يك دانشجوي انقلابي شرمنده دانشجويان ستاره دار هستم

متن  و حاشيه:

    بازگشايي انجمن اسلامي دانشگاه اميركبير

پس از سال ها در ميان شور و شعارهاي دانشجويان

 سخنراني دو فعال اصلاح طلب در اين مراسم بارها با شعارها و تشويق هاي دانشجويان

همراه شد

 آيين گشايش انجمن اسلامي دانشگاه اميركبير با حضور و سخنراني سيد محمدرضا خاتمي و ابراهيم اصغرزاده بدون تنش و در نظم كامل برگزار شد. شايد خبر اصلي اين همايش فارغ از فضاي هيجاني، شعارهاي دانشجويان و سخنراني پر شور اصغرزاده و خاتمي، همين باشد كه دانشجويان اميركبير به بلوغي رسيده اند كه مخالفت شان با سخنران و محتواي صحبت هايش را با طرح سوال و نه بر هم زدن مراسم ابراز مي كنند.

لي تكنيك ديروز در حالي حيات دوباره سياسي اش را جشن مي گرفت كه با شادماني از بازگشت اصلاح طلباني نظير سيد محمد رضا خاتمي به تريبون هاي دانشجويي كم از آن آيين گشايش نداشت. سالن آمفي تئاتر مركزي دانشگاه اميركبير عصر ديروز شاهد حضور دو اصلاح طلبي بود كه سال هاست چنين تريبوني سال هاي گذشته كمتردر اختيارشان قرار مي گرفت. همين اتفاق هيجان انگيز كافي بود تا خاتمي در ابتداي صحبت هايش بگويد: به خاطر لكنت هاي احتمالي در صحبت هايم عذرخواهي مي كنم، آخر سال هاست اجازه نمي يافتم در چنين جايگاهي صحبت كنم. همين جمله كافي بود تا دانشجويان با تشويق هاي مكرر او را در ادامه همراهي كنند. دانشجويان اميركبير ديروز عصر به نمايندگي از جنبش دانشجويي آيين گشايش انجمن اسلامي اين دانشگاه را جشن گرفتند؛ انجمني كه حدود هشت سال پيش در دولت احمدي نژاد منحل شد و حالا در دولت روحاني بازگشايي مي شود.

دانشگاه اميركبير كه دانشجويانش معمولا موتور محركه بسياري از تحركات دانشجويي بودند ديروز عصر يك صدا خواستار بازگشت برخي دانشجويان به دانشگاه بود. دانشجويان هم با نوشته هايي در دست تلاش مي كردند تا اين خواسته را از ديوارهاي سالن آمفي تئاتر مركزي دانشگاه در خيابان حافظ به چند كيلومتر آن طرف تر برسانند تا شايد اين دادخواهي با كمك مسوولان قضايي موجب بازگشت دانشجوياني شود كه حالا چند سالي است ديگر پشت ميز و در كلاس درس حاضر نيستند. محمدرضا خاتمي اما با آرامش در تمام طول صحبتش دانشجويان را به عمق در مسائل دعوت كرد، اما بالاخره گريزي هم به انتخابات مجلس زد و گفت كه چشم همه ما به اين انتخابات است.

با اين حال مي گفت جاي بررسي آسيب هايي كه نظام ما دچارش شده در همين دانشگاه هاست و كرسي هاي آزادانديشي كه با حمايت رهبري تشكيل شده كارشان همين است كه در فضاي علمي بررسي كنند چرا سرنوشت روساي جمهور، روساي مجلس و نخست وزير دوران جنگ چنين مي شود كه آنها يا فتنه گر و ساكت فتنه معرفي مي شوند يا خائن و فاسد؟ او البته وقتي نام روساي جمهور را يك به يك بر زبان راند به نام روحاني كه رسيد گفت خدا آخر و عاقبت او را ختم به خير كند. طبيعي بود كه دانشجويان با شنيدن نام سياستمداران محبوب شان سخنراني خاتمي را قطع كنند و خواستار رفع محدوديت از آنان شوند، خاتمي اما در آرامش به صحبت هايش ادامه مي داد.

خاتمي در زمان شعار سردادن دانشجويان مي گفت بايد ببينيم چرا اين اتفاق افتاده كه اين سياستمداران كه هر روز از تريبون هاي مختلف تخريب مي شوند محبوب ترين انسان ها در جامعه ما هستند؟ چه اتفاقي در اين كشور افتاده كه نخست وزير كشور به اين سرنوشت گرفتار شده و حتي آقاي مطهري كه اصولگراست به اين روش برخورد معترض مي شود. اتخاذ روشي كه هيچ مبنا و پايه قانوني ندارد. اين همه هزينه بر كشور بار شود به خاطر ندانم كاري و كينه توزي.

او گفت كه در كرسي هاي دانشگاهي بايد بررسي كرد چرا در جمهوري اسلامي ايران معاون اول يك دولت به جرم فساد اقتصادي زنداني مي شود؟ چرا برخي نهاد ها بي توجه به قانون هر آنچه خود درست مي پندارند را به جامعه تحميل مي كنند؟  او با گشودن اين بحث كه متاسفانه يا خوشبختانه جامعه ما دچار سياست زدگي است اعلام كرد راه حل همه مشكلات از سياست مي گذرد و بايد با راه حل هاي سياسي به رفع مشكلات اقدام كرد. 

او مبناي سخنانش را بر لزوم تغيير جهت گيري هاي دانشجويان از نزاع هاي بي پايان سياسي به تعمق در مسائل كشور برد اما در عين حال گفت كه راه حل ها از ميدان سياست مي گذرد: امروز همه ما هنوز چشم مان به سمت انتخابات رياست جمهوري و مجلس است و به دنبال اين هستيم كه آيا جامعه مي تواند از اين طريق يك گام به سمت جلو بردارد. آنچه ما امروز عميقا به آن نياز داريم، نگاه و تحليل عميق از وضعيت كشور و سياست ورزي در كشور است.  نايب رييس مجلس ششم به نقش دانشجويان در سال هايي كه فضا براي اهالي سياست بسته بود اشاره كرد و گفت كه دانشجويان در مقاطع مختلف نقش احزاب، رسانه و ... را ايفا كرده اند. 

خاتمي كه با قطع مكرر سخنانش و ابراز احساسات دانشجويان مواجه بود آنان را پيشاني بلند تحول خواهي در كشور عنوان كرد و گفت كه آنها را خط مقدم جبهه روشنفكري در كشور مي داند و در طول تاريخ اين ملت جريان دانشجويي منشا تحولات عظيمي بوده و يك تنه بار همه اقشار ديگر را به دوش كشيده است. او دانشجويان را تنها گروهي اعلام كرد كه هيچگاه نگذاشتند شمع آزادي خواهي خاموش شود.  امروز در كشور با وضعيت جديدي مواجه هستيم. امروز در كشور ما نهادهاي مدني و احزابي ايجاد شده و رشد كرده اند كه تا حدي توانسته اند مسووليت هاي مدني خود را ايفا كنند. روزنامه ها و رسانه ها نيز امروز با وجود همه محدوديت ها توانسته اند نقش خود را ايفا كنند. با اين وجود به نظر مي رسد امروز نياز داريم كه در دوران جديدي كه آغاز شده به نقش دانشجو و دانشگاه نگاه جديدي داشته باشيم.

شروع اين حركت از انجمن اسلامي جديد اين انتظار را ايجاد مي كند كه شاهعد تحول جديد در دانشگاه ها و فضاهاي دانشجويي باشيم.  خاتمي خاطرنشان كرد: اگر زماني سياست ورزي عملي در كنار نظريه پردازي از جمله مسووليت هاي دانشگاه ها بود، امروزبه دليل آنكه درون جامعه به اندازه كافي شاهد سياست ورزي عملي هستيم، به اندازه كافي كساني هستند كه پرچم آزادي خواهي را بالا نگه دارند. زمان آن رسيده است كه در دانشگاه ها به صورت عميق تر به مساله سياست ورزي بپردازيم؛ چرا كه خوشبختانه يا متاسفانه جامعه ما به قدري سياست زده شده است كه راه حل همه مشكلات ما از درون سياست مي گذرد. علي الظاهر بنا بر اين است كه دانشگاه ها محل نظريه پردازي و ايجاد كرسي هاي آزاد انديشي باشد. اين كرسي ها يعني فارغ از هر هراسي بابت تحت تعقيب قرار گرفتن از سوي ديگران اهداف كشور را دنبال كنند.

خاتمي كه مي خواست اميدواري اش را به سياست هاي دولت دهم نشان دهد مدام روي دوران جديد تكيه مي كرد. گويي رها شدن از ٨ سال سكوت معنادار و اجباري دانشگاه خود نشانه اي بزرگ براي ورود به عصر جديد بود. به همين دليل هم گفت كه در اين دوران جديد شايد بتوانيم به اين مسائل بپردازيم. چرا كشورهاي مسلمان و كشورهايي كه نام اسلامي را به دنبال خود دارند دچار نوعي عقب افتادگي هستند. همه كشورهايي كه نام اسلامي را به دنبال دارند متاسفانه دچار عقب افتادگي شده اند.

علت چيست؟ خيلي ساده مي توان دليل عقب افتادگي موجود در كشورهاي اسلامي را به استعمار سلطه گران و استكبار جهاني نسبت داد؛ چرا كه اينها نمي گذارند كشوري رشد كند اما بيان اين علل براي عقب افتادگي كشورهاي مسلمان كافي است؟ نايب رييس مجلس ششم ادامه داد: در كشور ما عده اي مي گويند نفت علت عقب افتادگي كشور است. اگر نفت وجود نداشت چشم خارجي ها به ما نبود و از اين تنبلي مفرط رها مي شد. برخي ديگر نيز ايدئولوژي را مانع پيشرفت كشور مي دانند و دسته ديگر با طرح نقش دين در اين موضوع، برداشت هاي متحجرانه از دين را عامل عقب افتادگي كشور مي دانند.

محل پرداختن به اين امور كجاست؟ اما آيا محل پرداختن به اين امور جز در دانشگاه ها است؟ با ايجاد فضاي پرنشاط و پر از امنيت در دانشگاه مي توان به اين مساله پرداخت.  او البته به دموكراسي هم گريزي زد و از ميان تمام ابزار دموكراسي به قوه قضاييه مستقل اشاره كرد: انديشمندان معتقدند بدون ايجاد يك قوه قضاييه مستقل امكان پياده شدن دموكراسي وجود ندارد. آيا در كشور ما شرايط آن چنان كه گفته مي شود ، هست؟ آيا مي توانيم بگوييم در كشور ما مانند زمان علي عليه السلام رفتار مي شود؟ وقتي يك يهودي طرف دعواي امام علي قرار مي گيرد قاضي منصوب شده توسط خليفه به نفع طرف دعواي خليفه مسلمين راي مي دهد و هيچ اتفاقي هم نمي افتد. آيا در كشور ما چنين فضايي فراهم است؟جاي اين بحث كجاست؟ اگر اين حرف ها را در روزنامه ها بزنيم اما در دانشگاه ها به خاطر تاكيد رهبري بر كرسي هاي آزادانديشي جايش همينجاست. 

نايب رييس مجلس ششم به بحث هسته اي هم ورود كرد و پرسيد: كجا بايد سود و زيان انرژي هسته اي براي كشور بررسي شود؟ كجا بايد بحث شود كه راه هاي پيشرفت را با اين همه هزينه بر مردم دنبال نكيم؟ چطور مي شود نماينده مجلس بگويد من از اين آدم مفسد پول گرفته ام و هيچ اتفاقي هم نيفتد.  چه شده است اين كشور را؟ جاي اين بحث ها در كرسي هاي آزاد انديشي است. اگر بخواهيم موضوع را در سطح دعواهاي مچ گيرانه سياسي دنبال كنيم سرنوشتي نخواهد داشت. اما اگر بحث ها را با شركت افراد دلسوز از جناح هاي مختلف در دانشگاه پيگيري كنيم مي توان اميدوار بود.

هيجان و شور جواني براي اصغرزاده

ابراهيم اصغرزاده اما بر خلاف خاتمي سخنانش با چنان شور و هيجاني همراه بود كه پلي تكنيك لااقل در هشت سال گذشته آن را تجربه نكرده و با آن بيگانه بود. اصغرزاده اما اين فضا را هم خوب مي شناخت و هم خوب مي توانست مديريتش كند. دانشجوياني كه در دوران احمدي نژاد وارد دانشگاه شده اند حق داشتند از سخنان اصغرزاده تعجب كنند. آنها فراموش كرده بودند كه جلسات دانشجويي وقتي سياسي مي شود چطور مي تواند اداره شود. به همين دليل بود كه سخنان اصغرزاده را حداقل ٧ بار براي ابراز احساسات قطع كردند.

  او هم مانند خاتمي صحبت هايش را با جمله اي شروع كرد كه كسي تصورش را نمي كرد: فكر نمي كردم روزي در دانشگاه پلي تكنيك سخنراني كنم كه مجيد توكلي و محسن ميردامادي در زندان هستند. كميته هاي انضباطي قرار بود كه كمك حال دانشجويان باشد تا آنها را در برابر فشار محكمه هاي قضايي حفظ كنند. من به عنوان يك دانشجوي انقلابي شرمنده دانشجوها و خانواده هايي هستم كه به علت فعاليت در دانشگاه از تحصيل محروم و ستاره دار شدند. حق نداريم به خاطر اينكه يك دانشجو مثل ما فكر نمي كند او را از تحصيل محروم كنيم. اين جنبش خودش، خودش را نقد مي كند. جنبش دانشجويي كه من جزو آن بودم آرمان گرا بود، سال ها بعد خودمان آن را نقد كرديم. فكر مي كرديم پشت شعار دادن هاي مان بهشت است. 

او البته بيش از ديگر سخنرانان دوران احمدي نژاد را به ياد دانشجويان آورد. دانشجوياني كه شايد سال ٨٤ دوران راهنمايي و دبيرستان را مي گذراندند: نمي توان همه تشكل هاي دانشجويي را شبيه به هم كرد، اتفاقي كه در ٨ سال گذشته در دانشگاه ها رخ داد انحلال، ويراني و بر هم زدن نظم دانشجويي و دانشگاهي كشور بود. دولت احمدي نژاد بزرگ ترين ضربه را به جامعه دانشجويي زد.  اصغرزاده البته در ميانه يادآوري هايش به سال ٨٨ هم رسيد: جنبش دانشجويي در سال ٨٨ دچار فرسايش و سكوت اجباري شد، اما در انتخابات سال ٩٢ جنبش دانشجويي به عنوان يك جنبش بيدار به كمك مردم آمد و روحاني را انتخاب كرد. جنبش دانشجويي زماني كه همه خسته شده و بيشتر دوستان ما در زندان بودند گفت كه من برانداز و انحلال طلب نيستم و سال ٩٢ پاي صندوق هاي راي رفت. دانشجويان برنده اصلي انتخابات سال ٩٢ بودند. حسن روحاني هم نخستين و مهم ترين اولويتش برداشتن فضاي پليسي از تمام فضاهاي فرهنگي و دانشگاهي كشور بود. روحاني نمي تواند عقب نشيني كند.

روحاني بايد بداند كه اگر چند ماه ديگر در مذاكرات هسته اي به عدم توافق يا به توافق بينابيني برسد فرش قرمزي برايش پهن نخواهد شد. ظريف و روحاني را به عنوان خيانتكاران و كساني كه قرار بود پاي تركمنچاي ديگري را امضا كنند محاكمه مي كنند. روحاني راهي به جز امضاي توافقنامه دايمي با دنيا ندارد.  او سپس رو به چند دانشجويي كرد كه گرايش سياسي متفاوتي با اكثريت حضار داشتند و گفت: دوستان شما به عنوان جناح اصولگرا بايد پاسخگو باشند كه چه زمينه اي باعث شد ايران به شوراي امنيت برود. تمام تلاش دولت هفتم و هشتم اين بود كه اين اتفاق نيفتد اما شما در دوره احمدي نژاد كاري كرديد كه اجماع جهاني عليه ايران شكل گرفت و پرونده ايران به شوراي امنيت ارجاع داده شد و اين يعني جنگ.

بنابراين برويد دست روحاني را ببوسيد كه مي خواهد كشور را از ذيل فصل ٧ شوراي امنيت بيرون بياورد. زماني كه گفته مي شد اين قطعنامه ها كاغذپاره است و آنقدر قطعنامه بدهيد تا قطعنامه دانتان پاره شود، بايد اعتراض مي كرديد. چرا آن موقع به منافع كشور بي توجه بوديد.  ابراهيم اصغرزاده اما در موضوع هسته اي وقتي وارد سه توصيه به روحاني شد از هر اصولگرايي اصولگرايانه تر هشدارهايش را مطرح كرد: آقاي روحاني سه كار مهم را بايد انجام بدهد. تحريم ها بايد برداشته شود. اين توافقاتي كه انجام داده ايد نبايد به اندازه اي باشد كه زيرساخت هاي هسته اي از بين برود و نظارت ها نبايد با قوانين داخلي كشور منافات داشته باشد و نبايد حق حاكميت را نقض كند.  در اين بخش از سخنان اصغرزاده دانشجويان بار ديگر او را تشويق كردند و عدم عقب نشيني از حقوق قطعي و قانوني كشور را خواستار شدند، او هم گفت: جنبش دانشجويي تا آنجا كه من اطلاع دارم خواستار حضور شجاعانه روحاني و ظريف پاي ميز مذاكره هستند. نه اينكه از ظريف مصدق بسازيم، چراكه هيچ كس جاي مصدق را نمي گيرد.

هيچ كس جاي مهندس بازرگان را نمي گيرد. مهم اين است كه اين جامعه چه برداشتي از توافق دارد.  او سپس هشداري هم به دانشجويان داد: بزرگ ترين خيانت به كشور اين است كه جنبش دانشجويي اش را بي سر بكند و از دانشگاه به شبكه مجازي بفرستد. دانشجويان تا در دانشگاه، انجمن ها و نهادهاي صنفي ننشينند هويت خود را پيدا نخواهند كرد. ما به هيچ وجه نمي توانيم جنبش دانشجويي كه در كنار روحانيت براي اين انقلاب فعاليت كرده است را ناديده بگيريم. در هيچ كشوري در دنيا فعاليت دانشجويي تا اين اندازه هزينه بردار نبوده است. جنبش دانشجويي نه قصد براندازي دارد و نه نماينده اي براي ارسال به مجلس دارد. فقط توقع دارد به آنها احترام گذاشته شود و از آزادي آكادميك برخوردار شود. جنبش دانشجويي مي خواهد حقوق افراد به رسميت شناخته شود استقلال كشور را به اسم آزادي نمي توان از بين برد.

خبر آخر

مجيد توكلي، فعال دانشجويي دانشگاه اميركبير كه  ازسال ٨٨  در زندان به سر مي برد، شب گذشته پس از تحمل حدود پنج سال و نيم حبس آزاد شد.

 پاسخ خاتمي و اصغرزاده به سوالات دانشجويان  اصولگرا

     شما مگر حمله عراق به كشور را فراموش كرده ايد؟ آيا واقعا فراموش كرديد يا از روي جهالت است و نمي خواهيد بپذيريد كه قدرت نظامي اهميت ويژه اي دارد؟ همين امريكا كه از نظر شما خداي آزادي است بيشترين بودجه خود را به مسائل نظامي اختصاص داده است، چرا ما اين كار را نكنيم؟  شما گفتيد ما انتظار داريم هم توافق حاصل شود و هم قوانين داخلي ما نقض نشود پس چرا اصرار داريد كه توافقي كه اساسش بر نقض قوانين داخلي است امضا شود؟

اصغرزاده: من موافق هستم كه به لحاظ دفاعي موازنه اي برقرار شود قطعا در اينكه كشوري مثل ايران بايد توان نظامي و دفاعي قابل قبولي داشته باشد شكي نيست، اما بايد خودساخته باشد. اين توان بايد محصول داخلي باشد.

    افزايش امنيت اجتماعي از كي تا به حال طبق گفته هاي آقاي خاتمي عقده گشايي و كينه توزي نام گرفته است؟اين شما بوديد كه انقلاب كرديد و آيا همه انقلابيون الان مثل شما فكر مي كنند يا شما عده قليلي هستيد در خيل كثير انقلابيون؟انقلاب ما با خواندن كتاب هاي صمد بهرنگي شكل گرفت يا صحبت هاي امام راحل؟شما گفتيد ما نبايد زنداني سياسي داشته باشيم اما شما كدام كشور را مي شناسيد كه زنداني سياسي نداشته باشد؟شما گفتيد در زمان احمدي نژاد دنيا با ما در جنگ بود اما در هشت سال دفاع مقدس با كل دنيا جنگيديم.

محمد رضا خاتمي:  اي كاش دوستاني كه در اين ٨ سال همه چيز در دست شان بود همان زمان اجازه مي دادند اين فضاي پرسش و پاسخ باقي بماند و ما شاهد اين نبوديم كه شبانه و روزانه به دانشگاه پلي تكنيك هجمه بشود. در دفتر انجمن اسلامي شكسته شود. من جريان امروز را به فال نيك مي گيرم و معتقدم به اين دوستان عزيز هم حق حرف زدن بدهيم. ما كه قرار نيست در اين زمان كم همه مسائل را حل كنيم.

ما حتي مشتاق هستيم حرف اقليت را بيشتر بشنويم. اما در مورد جمله اي كه گفتم، اگر ما بر مبناي قانون عمل بكنيم حتي اگر آن قانون ظالمانه و ناعادلانه باشد اما لااقل مبناي اجتماعي دارد. مثل زنداني شدن، تبعيد شدن و... كه ما اين قوانين را دوست نداريم اما به عنوان قانون پذيرفته ايم. چه معنايي دارد در مملكتي كه همه چيز دست شما است دايما اتهام مي زنيد؟

ابراهيم اصغرزاده: در مورد موضوع زنداني سياسي بايد بگويم كه هيچ نظامي نمي پذيرد كه زنداني سياسي داشته باشد و زنداني سياسي نبايد وجود داشته باشد. زنداني سياسي نشانه ضعف يك نظام است. قانون اساسي زنداني سياسي را وقتي به رسميت مي شناسند كه هيات منصفه آن را محاكمه بكند.

به نظر من اين تصور كه چون همه دنيا زنداني سياسي دارند پس ما هم داشته باشيم يك نقص است. از طرفي هم شما به اين افراد نمي گوييد زنداني سياسي. شما و دوستانتان به اين افراد زنداني امنيتي مي گوييد. از نظر من همه كساني كه در زندان هستند حق دارند در معرض افكار عمومي و در محكمه قانوني محاكمه شوند. ما هم در مورد مسائل افشاگري ها اشتباه كرديم.

اخبارسیاسی - اعتماد 

جدید ترین مطالب سایت