فروش ویژه اسلایسر هندوانه

هم اکنون این محصول با 65 درصد تخفیف عرضه شده است

فقط 10000 تومان 

خرید اینترنتی

»

شهری که با سینما زنده است + عکس

«این جا کن است. شهری بر ساحل دریای مدیترانه ، شهر سینما ، شهر جشنواره ، شهر شادی و غم ، شهر ثروت و فقر ، شهر سکوت و هیاهو و شهر گفت وگوی واقعیت و رویا.»

شصت و هشتمین جشنواره فیلم کن که شامگاه ۲۳ اردیبهشت با نمایش فیلم «سربلند» به کارگردانی امانوئل برکو کارش را آغاز کرده بود، شامگاه 2 خرداد ماه با معرفی برگزیدگانش و با اهدای نخل طلا به فیلم «دیپان» ساخته ژاک اودیار، کارگردان سرشناس فرانسوی به کار خود پایان داد.

«ناهید» ساخته آیدا پناهنده، تنها نماینده سینمای ایران در کن ۶۸ به طور مشترک با فیلم «ماسان» ساخته نراج قیوان، کارگردان هندی جایزه «آینده روشن» بخش نوعی نگاه جشنواره فیلم کن را به دست آورد.

این جشنواره که هر ساله تعداد زیادی از علاقمندان سینما را به جنوب فرانسه می کشاند، یکی از مهمترین رویداد سینمایی سال محسوب می شود، شهری که گفته می شود،فقط در زمان برگزاری جشنواره کن به قولی زنده است و میزبان گردشگران مختلف از نقاط مختلف دنیاست.

مسعود مهرابی روزنامه نگار و صاحب امتیاز مجله فیلم سال ها پیش در سیاحتنامه ی جشنواره های جهانی فیلم با نام «پشت دیوار رویا» در بخشی از یادداشتش که به روزهای پایانی جشنواره ی کن مربوط می شود، اینگونه نوشته است:

«انگار خاک مرده پاشیده اند. بولوار کوروازت سنگین و خسته آرمیده است. سوت و کور. نه کسی می آید نه کسی می رود. از آن موج مواج جمعیت پرشور و اشتیاق – شیدا و سرگشته- خبری نیست. از آن مرد که چون تندیسی مرمرین – سراپا سفید- ساعت ها بی حرکت می ایستاد و رهگذران را مجذوب خود می کرد، از آن نوازنده ای که با ویلنسل اش غمگین می نواخت ، از پیکر تراش پیری که با چشمانی کم سو ، صبح علی الطلوع شروع می کرد و تا غروب آفتاب از تکه ای چوب زمخت ، مجسمه ای زیبا و با احساس خلق می کرد، از گدای سالخورده و محجوبی که سر در گریبان داشت و بر تکه ای کاغذ نوشته بود «مرا در شادی های خود شریک کنید» و عابران به جای شادی ، خرده سکه در برابرش می نهادند ، از بساط خنزرپنزر سیاه پوستی که از بطن فقر و فلاکت قبیله ای در آفریقا به ساحل یکی از اشرافی ترین شهرهای دنیا پرتاب شده بود ، خبری نیست. 

سوت و کور. از خیلی فیلم برداران شبکه های تلویزیونی و ماهواره ای که چون پروانه گرد بازیگران و کارگردان های مشهور می گشتند و از هر لحظه شان فیلم و خبر به سراسر جهان می فرستادند ، از نویسندگان و منتقدان شیفته و خوره فیلم که از میان جمعیت انبوه باشتاب راه باز می کردند، تنه می زدند و می خوردند تا خود را از فیلمی به فیلم دیگر برسانند، خبری نیست. انگار قطره آبی بر زمین تفته و تشنه فرو افتاده است.

 دوازده روز گذشته است. جشنواره به پایان رسیده و حالا به سان آرامش پس ازتوفان ، نسیم ملایم ، شاخه نخل های بالا بلند بولوار کوروازت را نوازش می دهد. سنگفرش کنار ساحل را می روبد. در بسته های رنگارنگ نشریه های رها شده بر سنگ فرش ها می پیچد و روزنامه ها و مجله ها را ورق می زند. نوشته ها و عکس های لیبراسیون ، فیگارو ، لوموند ، اسکرین ، ورایتی ، مووینگ پیکچرز ، بیزینس ، استودیو ، کایه دوسینما ، فیلم... از میان صفحه ها سر می خورند و بر زمین پراکنده می شوند. نسیم ، تکه فیلمی را- همچون دنباله رها شده یک بادبادک – آرام با خود می برد. تکه فیلم لابه لای ردیف نخل ها پیچ و تاب می خورد و خیابان را طی می کند و بالا می رود. بالاتر از پنجره های سفید و زیبای هتل کارلتون. بالاتر از کاخ عظیم جشنواره ، لابه لای ابرها ، رها در پهنه آسمان لاجوردی. رها.

این جا کن است. شهری بر ساحل دریای مدیترانه ، شهر سینما ، شهر جشنواره ، شهر شادی و غم ، شهر ثروت و فقر ، شهر سکوت و هیاهو و شهر گفت وگوی واقعیت و رویا.»

شهری که با سینما زنده است + عکس

شهری که با سینما زنده است + عکس

شهری که با سینما زنده است + عکس

شهری که با سینما زنده است + عکس

شهری که با سینما زنده است + عکس

شهری که با سینما زنده است + عکس

شهری که با سینما زنده است + عکس

شهری که با سینما زنده است + عکس

شهری که با سینما زنده است + عکس

شهری که با سینما زنده است + عکس

شهری که با سینما زنده است + عکس

شهری که با سینما زنده است + عکس

شهری که با سینما زنده است + عکس

شهری که با سینما زنده است + عکس

شهری که با سینما زنده است + عکس

شهری که با سینما زنده است + عکس

هموطن

 

جدید ترین مطالب سایت