فروش ویژه اسلایسر هندوانه

هم اکنون این محصول با 65 درصد تخفیف عرضه شده است

فقط 10000 تومان 

خرید اینترنتی

»

تاناکورا پوشی بازیگران!!!

برخی از تهیه کنندگان سینمایی نیز برای ارزان تمام کردن طراحی لباس بازیگران، مشتریان اینگونه فضاها شده اند.

 

 داستان تاناکورا و پوشیدن لباس های دسته دوم ظاهرا پیشینه ای قوی دارد اما نه در فرهنگ ما ایرانیان. بر اساس برخی مستندات این شغل نان و آب دار همراه مهاجران کار ایرانی از ژاپن وارد کشور شد و از قضای روزگار ماندگار نیز ماند. این شغل که بارها و بارها مورد اعتراض وزارت بهداشت و بسیاری از کارشناسان قرار گرفته علی رغم تمام مخالفت های ممکن همچنان به کار خود ادامه می دهد. البته انگیزه های مارک پوشی برخی افراد نیز در این میانه قابل انکار نیست.

نکته اینجاست که برخی از تهیه کنندگان سینمایی نیز برای ارزان تمام کردن طراحی لباس بازیگران، مشتریان اینگونه فضاها شده اند. البته قشر کم درآمد نیز به دلایل کاملا اقتصادی در دام این فروشگاه ها گیر کرده اند. اما مشکل این بازارهای تاناکورا تنها مسائل بهداشتی آن نیست بلکه موضوع این است که چرا لباس یک بازیگر باید از میان بدترین جنس موجود انتخاب شود آن هم در شرایطی که دولت بارها و بارها روی الگوسازی این بخش تاکید کرده است؟

آنچه می خوانید گزارش میدانی خبرنگار هنرآنلاین از بازار معروف تاناکورای مولوی است که عکس انداختن و گزارش گرفتن از آن ماجرایی است در حد خودش خواندنی.

شلوغی فضای مولوی با گرمای نفس گیر تابستان همراه شده به همین خاطر کلافه تر از همیشه به دنبال پاساژ "بهشت" یا محل فروش لباس های تاناکورا می گردیم.

ظاهرا در این پاساژ لباس تاناکورا با قیمتی فوق ارزان عرضه می شود، لباس هایی که به قول برخی مشتریان در بین آن ها می توان مارک های خوب و مطرح دنیا را با کمتر از یک پنجم قیمت خریداری کرد.

از چند رهگذر سراغ پاساژ را می گیریم اما هیچ کس این نقطه نامعلوم را که اصطلاحا "ته دنیا" خوانده می شود، نمی شناسد. در این میان مردی از کنارمان می گذرد و می گوید که باید در بازار حضرتی به دنبال این محل بگردیم. مرد کمی جلوتر می رود و ما با تردید به دنبالش راه می افتیم. مرد می پرسد خبرنگار که نیستید؟ من می گویم اگر باشیم چه اشکالی دارد؟ 

مرد با مکث می گوید: رفتن به این محل ها خطرناک است. گام های مرد تند می شود تا جایی که یکباره در یکی از پاساژهای فرعی بازار گم می شود. چند بار سعی می کنم، صدایش کنم اما مرد ظاهرا نمی شنود و به سرعت در میان جمعیت ناپدید می شود. سراغ تک تک بازاری های آن راسته می رویم و سراغ پاساژ را می گیریم. عده زیادی نام آن را نمی دانند اما تا صحبت از لباس دست دوم می شود، یکی از فروشندگان می گوید این محل باغچه نام دارد. ظاهرا نام بهشت را مشتریان پر و پا قرص اینجا به خاطر قیمت های رویایی لباس ها روی آن گذاشته اند. پرسان پرسان تا باغچه می رویم. به نظر می رسد حضور دو خانم آن هم برای خرید لباس تاناکورا بسیار عجیب است. این را رهگذران با نگاه هایشان به ما می فهمانند اما وقتی وارد بازار می شویم حضور چند خانم چیز دیگری را گواهی می دهد.

اواسط کوچه باریک، در بزرگ و سبز رنگی درست شبیه به یک انبار قدیمی به چشم می خورد که سر درش چند لباس آویزان است. اینجا پاساژ بهشت است. از در که وارد می شویم، یک دالان بلند و تقریبا عریض به چشم می خورد. رگال های مختلف لباس از اینجا کامل دیده می شوند.

تقریبا همه نوع لباس روی این رگال ها دیده می شود از لباس کودکانه گرفته تا کاپشن و پالتو زمستانه در این فضا موجود است. پیرمردی روی صندلی درست ورودی پاساژ نشسته است و ظاهرا مزاحمان را دک می کند. پیرمرد در حال شکایت کردن از دوربین موبایل مراجعه کنندگان است. دست عکاس خبرگزاری روی کوله می ماند و هر دو مردد می شویم که چه کنیم. به سمت رگال لباس ها می روم و کمی جستجو می کنم. اغلب لباس ها رنگ و رو رفته و چروک هستند اما درمیان آنها مارک های خارجی هم دیده می شود. مارک هایی که نمی دانم اصل هستند یا بدل. ظاهرا بخش عمده خریداران این لباس ها قشر پایین جامعه هستند که توان خرید لباس نو را ندارند اما به ادعای یکی از خانم ها که همیشه لباس تاناکورا می خرد در برخی از فروشگاه های شمال شهر حتی بازیگران نیز لباس مارک و خاص خود را از فروشگاه های تاناکورا تهیه می کنند. روی رگال تی شرت های مردانه شروع به جستجو می کنم. از فروشنده می پرسم قیمت این تی شرت ها چند است؟ مرد می گوید قیمت ها متفاوت است اما اغلب این نوع لباس ها از ۷ هزار تا ۵۰ هزارتومان است. کنار این رگال بخش لباس ورزشی است که مارک های مختلف در آن به چشم می خورد. کفش های ورزشی گران قیمت با کمی فرسودگی اینجا دیده می شود. دست روی یک کتونی پوما می گذارم و می پرسم چند؟ فروشنده به سمتم می آید و شروع می کند به توضیح دادن. ظاهرا قیمت اصلی ۳۰ هزار تومان است اما مرد طوری حرف می زند که انگار اگر خریدار باشم به قیمتی ارزان تر هم راضی می شود. چشم می چرخانم و تی شرت معروف نایک را می بینم. اشاره می کنم به لباس. مرد لباس را نزدیک تر می آورد و از کیفیت کار برایم حرف می زند. ظاهرا جنس تی شرت اصل است و الان در بازار تا ۱۵۰ هزار تومان قیمت دارد اما قیمت نهایی مرد ۲۰ هزار تومان است.

در حین خرید و صحبت با فروشنده هستیم که ناگهان همان مرد راهنما که در ابتدای بازار دیده بودیم، وارد پاساژ می شود. مرد می چرخد و وانمود می کند ما را نمی شناسد. من اما ته دلم آشوب می شود. می دانم حالاست که به سمت ما بیاید و نگذارد ادامه وارسی ها را دنبال کنیم. عکاس خبرگزاری شروع به عکاسی می کند. صدای شات زدن دوربین که بلند می شود چند نفر به سمت ما می چرخند. با عجله به سمت خروجی انتهای سالن می روم. اینجا دنیایی جداگانه است. یکباره فضایی باز به چشم می خورد. فضایی که کاملا شبیه به بازارهای روزمره با تعدادی فروشنده و خریدار است. کپه های زیادی از لباس ها به چشم می خورند و عده ای در حال خرید هستند. همانطور که حدس زده بودم مرد رهگذر به سمت ما می آید. عکاس تند و تند شات می زند. پله دوم را که پایین می روم، مرد متوقف مان می کند. با صدایی عامرانه فریاد می زند: دوربین را جمع کنید.

ما اما کمی تعلل می کنیم. گرچه تعلل زیاد به طول نمی انجامد اما چند مرد دیگر از ابتدای پاساژ بلند می شوند و به سمت ما می آیند. من نگاهی گذرا به فروشندگانی می کنم که از پشت رگال های لباس و کپه های انباشته کاپشن و پالتو به ما خیره شده اند.

صدای مرد بلندتر می شود و این بار با فریاد از ما می خواهد که محل را محترمانه ترک کنیم. از در بزرگ و قدیمی پاساژ که بیرون می آییم می شنوم که مشتریان بسیاری دوست ندارند در حال خرید از تاناکورا در روزنامه و خبرگزاری دیده شوند، ظاهرا آبروداری رکن مهم تاناکورایی هاست که به آن پایندند.

تاناکورا یکی از همان ماجراهایی است که به لطف ارزشمندی و اصطلاحا با کلاس شدن لباس های مارک در جامعه شایع شد اما نکته اینجاست که چرا با وجود اما و اگرها هنوز بسیاری از مردم خریداران این اجناس آن هم تحت چنین شرایطی هستند؟

نکته اصلی اینجاست که شاید مواردی نظیر بازار مولوی مختص قشر پایین جامعه باشد اما قطعا شایع شدن این شکل فعالیت ها در بخش های مختلف شهر بیانگر تفکری است که در اذهان عمومی رسوخ کرده است. شاید باید برای پررنگ شدن فرهنگمارک پوشی حتی به قیمت تاناکورا زنگ خطر را به صدا در آوریم.

هموطن

 

جدید ترین مطالب سایت