فروش ویژه اسلایسر هندوانه

هم اکنون این محصول با 65 درصد تخفیف عرضه شده است

فقط 10000 تومان 

خرید اینترنتی

»

تداوم مشی 2 ساله دولت به نفع روحانی نیست

احمد خرم وزيرراه دولت اصلاحات از دولت يازدهم حمايت مي كند. اما تاكيد دارد كه نبايد روش اعتدالگرايي را به اصلاح طلبي گره زد كه شكست يكي معناي شكست آن ديگري هم باشد. او مي گويد كه وزراي دولت بايد تصميمات جدي بگيرند و عدم اين كار به ضرر روحاني است چرا كه موفقيت او را در انتخابات دور بعدي رياست جمهوري شايد كاهش دهد.

تداوم مشی 2 ساله دولت به نفع روحانی نیست

احمد خرم وزيرراه دولت اصلاحات از دولت يازدهم حمايت مي كند. اما تاكيد دارد كه نبايد روش اعتدالگرايي را به اصلاح طلبي گره زد كه شكست يكي معناي شكست آن ديگري هم باشد. او مي گويد كه وزراي دولت بايد تصميمات جدي بگيرند و عدم اين كار به ضرر روحاني است چرا كه موفقيت او را در انتخابات دور بعدي رياست جمهوري شايد كاهش دهد.

از انسجام و وحدت اصلاح طلبان براي انتخابات مجلس هم گفت و اينكه ائتلاف دو جريان سنتي اصلاح طلب و اصولگرا امكان پذير نيست. خرم از اصلاح طلبان خواست تا به موضوعات اجتماعي و اقتصادي هم ورود داشته باشند. در نهايت اين عضو اردوگاه اصلاح طلبي تاكيد مي كند كه اصلاح طلبان نبايد در انديشه كسب اكثريت كرسي هاي مجلس باشند بلكه فراكسيوني قدرتمند را داشته باشند. متن كامل گفت وگوي احمد خرم با «آرمان» در ادامه آمده است كه مي خوانيد:

 

 موقعيت فعلي اصلاح طلبان را بعد از روي كار آمدن دولت آقاي روحاني چگونه ارزيابي مي كنيد؟

به طور طبيعي بعد ازفضاي محدودي كه در دولت هاي نهم و دهم به وجود آمده بود دردولت يازدهم فضاي سياسي با شعارها و نوع عمل كرد بدنه دولت بازترشده است. دردولت گذشته از روش هاي پوپوليستي در برخورد با مسائل سياسي و اجتماعي و اقتصادي استفاده مي شد و اين جامعه را با سرخوردگي همراه ساخته بود اما اكنون فضا مقداري بهتر از گذشته شده است.

اگر فضاي مبارزات انتخاباتي در سال 92 را درنظر بگيريم به اين نتيجه مي رسيم كه جامعه و نخبگان جامعه درآن فضا داراي آرامش نبودند درنتيجه بايدگفت درحال حاضر فضاي جامعه نسبت به گذشته ملايم تر شده است. همچنين مي توان چنين ادعا كرد كه فضاي جامعه نسبت به قبل سياسي تر شده است اما در حال حاضر با نزديك تر شدن به انتخابات ممكن است فضا مجدد بار ديگر با موانعي مواجه شود. دولت اگر مي خواهد فضاي به وجود آمده، پايدار بماند و فعاليت هاي سياسي در قالب مسائل سياسي رقم بخورد بايد تدابير ويژه اي را در اين مورد بينديشد. در مجلس هفتم حدود 150 حوزه انتخابات بدون رقابت بود و به عبارتي كانديداي اصلاح طلبي در آن حوزه ها وجود نداشت كه رقابتي وجود داشته باشد.

به نظر مي رسد برخي دراين فكر هستند كه در تعدادي از حوزه ها رقابتي ميان دو جناح كشور وجود نداشته باشد. واقعيت اين است كه بايد براي اين احتمال فكري صورت بگيرد و اگر مسائلي كه در انتخابات مجلس قبل بود تكرار شود، در نتيجه مردم ديگر شايد اشتياقي براي شركت در انتخابات نداشته باشند. اگر حضور حداكثري مدنظر است بايد ابزار و بستر آن را نيز فراهم كند. ابزار و بستر اين حضور حداكثري به وجود رقابت در انتخابات بستگي دارد و وجود رقابت بستگي به آستانه تحمل متصديان انتخابات و اركان ديگر كشور دارد اگر مي خواهيم كشور به مشكلات دولت هاي نهم و دهم كه هنوز پس لرزه هاي آن وجود داشته و وجود خواهد داشت نيفتد. 

 اصلاح طلبان چه استراتژي اي براي پيروزي درانتخابات پيشرو در نظر دارند؟

اصلاح طلب ها بايد بتوانند پيروز نسبي انتخابات باشند يعني به يك اقليت با كيفيت، با تجربه، مطلع و مدير بينديشد و تعداد قابل ملاحظه اي از كرسي هاي مجلس را نه الزاماً اكثريت كرسي مجلس را در دست داشته باشند تا بتوانند حرف خود را درمجلس به درستي منتقل كنند. انتظار به دست آوردن اكثريت شايد تحقق پيدا كردني نباشد اما داشتن يك فراكسيون قوي از شخصيت هاي بزرگ انقلاب، توان و قدرت استفاده از شعارها و برنامه هاي مناسب را تسهيل مي كند. به عنوان  مثال كسي كه حساسيت سياسي بر وي وجود ندارد و دنيايي از تجربه درطول 36 سال فعاليت اجرايي را با خود دارد،

گزينه مناسبي است و اگر اين قبيل افراد كانديدا شوند،جامعه نمي پذيرد كه حضور در انتخابات نداشته باشند زيرا اين افراد چندين بار از مجلس رأي اعتماد گرفته اند و در مقام اجرايي يا مقام تقنين حضورداشته اند لذا نمي توان به راحتي پذيرفت كه آنها حضوري در انتخابات نداشته باشند. 

 حصول اجماع ميان اصلاح طلبان را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

شوراي هماهنگي در ميان احزاب اصلاح طلب نقش اساسي است. بالاخره در دو انتخابات اخير يكي انتخابات رياست جمهوري و ديگري انتخابات مجلس كه در پيش روي جريان اصلاحات است اجماع از اهميت ويژه اي برخوردار است. بايد پذيرفت كه اصلاحات ليدر دارد و ليدر اصلاحات هم از خرد جمعي استفاده مي كند. زيرا عقل و دستاورد فكري اين افراد قوي تر از تصميمات يك  نفره است. تاثيرگذاري اين مورد درانتخابات گذشته به خوبي خود را نشان داده است. درانتخابات گذشته با مشورتي كه درشوراي مشورتي وساير شوراها صورت گرفت اصلاح طلبان به اجماع رسيدند و همين اجماع موجب برنده شدن آنها شد. اصلاح طلب ها اجماع كردند تا به شعار مردم پاسخ دهند. بنده شخصاً به پنج استان براي تبليغات انتخاباتي سفر كردم بدون اينكه اين استان ها با يكديگرارتباطي داشته باشند تمامي اين استان ها دريافته بودند كه ائتلاف و اجماع بهترين روش است.

هر جا سفر مي كرديم شعار مردم اين بود «عارف – روحاني ائتلاف –ائتلاف» ائتلاف اين دو كانديدا در حقيقت اجماع اصلاح طلبان بود. به تعبيري بايد گفت ائتلافي صورت نگرفت بلكه اجماع صورت گرفت اقدامي كه رئيس دولت اصلاحات دررسيدن اصلاح طلبان به اجماع انجام دادند بسيار مطلوب بود. ايشان درنامه اي از آقاي عارف خواستند كه از ادامه مبارزه انتخاباتي خود منصرف شوند تا لطمه اي به انتخابات وارد نشود و برنده ميدان رقابت، اصلاح طلبان باشند. اين درخواست از سوي دكتر عارف مورد قبول قرار گرفت. درنتيجه اصولگرايان نتوانستند در انتخابات پيروزي به دست آورند. هشت سال تجربه تلخ يك دست شدن باعث شد اصلاح طلبان تصميم خوبي گرفتند تا بتوانند پيروز انتخابات شوند. 

 شوراي مشورتي و شوراي هماهنگي چه نقشي در انتخابات آينده خواهند داشت؟

 شوراي مشورتي شورايي در زمينه هاي مختلف است و در اقداماتي كه اركان انتخابات اعم از وزارت كشور و هيات هاي نظارت و... انجام مي دهند، مي توانند موضع گيري درستي انجام دهند و با كمترين خطا اين مواضع اعلام شود. من نظرم اين است كه دو طيف بايد در عرصه سياسي حضورداشته باشد. تك حزبي باعث سرخوردگي مردم و احساس عدم رقابت خواهد شد و در عمل نيز باعث گسترش فساد مي شود.

رقابت با حضور دو جناح اصلي بسيار مفيد خواهد بود. اكنون تندروهاي جريان اصولگرا درعمل اين حرف را مي زدند كه اركان قدرت بايد تنها دردست اصولگرايان باشد و تمام تلاش خود را در اين راستا قرار داده  اند كه اين تفكر نتيجه خوبي براي كشور نخواهد داشت و ضررهاي زيادي دارد كه جبران آن مشكل است. اين بحث را شوراي هماهنگي مي تواند با برخوردهاي حساب  شده و تدابيري كه جناح اصلاح طلب درموضع حذف نكردن جناح ديگر دارد طراحي كند. كميته هماهنگي وظيفه هماهنگ كردن طيف هاي مختلف اصلاح طلب را دارد. همانطور كه اصولگرايان چند طيف متفاوت هستند از تندرو و معتدل و... در اصلاح طلبان نيز به همين شكل است.

من اعتقاد دارم اين دو جناح خواستار تداوم چارچوب هاي كشور هستند من اعتقاد دارم كه اصلاح طلبي تندروي ندارد و مارك زدن هم به خاطر منافع باندي و گروهي است. در طول 36 سال اخير ديده ايم زماني كه قدرت تك جناحي شده است اتفاقاتي به وجود آمده است كه قابل جبران نبوده است و زماني كه يك جناح حذف شد، قدرت به معناي استفاده از ابزار حفاظتي جاي گروه حذف شده را گرفت و جناح مسلط با حذف جناح رقيب دست به  اقداماتي زده است كه باعث تضعيف شده بود. اگر دقت كنيم اعضاي 1+5 در موضعي نسبت به ايران قرارگرفته اند كه زورگويي كردند و در مقابل ما قلدري كردند چون آنقدر بهانه در دولت هاي نهم و دهم به دست غربي ها داده شد كه آنها را در موضع برتر و دست بالاتر از ايران قرارداد و دو سال برخوردهاي ديپلماتيك سنگين در دولت آقاي روحاني باعث شد كه رفتار غرب تعديل شود.

همچنين فسادي كه در تك جناحي در كشور به وجود مي آيد قابل ارزيابي است و آنچه كشور را دراين وضعيت قرار داد فساد مالي است. ما شاهد بوديم كه يكدست شدن باعث گسترش و تعميق فساد مالي شد و جامعه بر روي فساد ايجاد شده حساس شد. لذا مسئولان بايد تحمل كنند. مبارزه جز نهاد بشر است. مبارزه نرم همين مبارزه سياسي است كه در قالب جبهه و طيف و جناح انجام مي گيرد. اگر نهادي مبارزات نرم و سياسي اجتماعي را برنتابد بعد از مدتي زير سوال مي رود. انتخابات در حقيقت شكل برخوردهاي اجتماعي و سياسي است.

هر جناح چه جناح حاكم و چه جناح منتقد و معرض بايد از امنيتي شدن بطور جد بپرهيزند. تمام اعضاي كميته و شوراي مشورتي اصلاح طلبان و شوراي هماهنگي اصلاح طلبان را كاملاً مي شناسم اين افراد دغدغه رشد نظام رادارند همه خواستار تقويت نظام هستند. همه اعضاي اين نهادها خواهان ايجاد فضاي سياسي در كشور و وجود دو جناح و تعامل و رقابت دو جناح به يكديگرند. كشور را پايدار و نظام را تقويت مي كند. البته جاي سئوال است كه چرا جناح اصولگرا از حاشيه امن برخوردار بوده است؟

 آيا ائتلاف اصولگرايان و اصلاح طلبان امري ممكن است؟

 ائتلاف اصولگرايان و اصلاح طلبان عقلايي نيست كه دو جناح با يكديگر ائتلاف كنند. دو جناح بايد باهم رقابت كنند؛ رقابتي كه بستر آن فراهم بوده و نهادهاي ذيربط به عدالت با همه برخورد كنند. اگر بنا به دليلي فرد يا جناحي امكان حضور در انتخابات را پيدا نمي كرد به همان دليل هم فرد يا جناح اصولگرا بايد با آن شرايط مواجه مي شد كه نشد. 

 اصلاح طلبان از نظر تئوري در چه وضعيتي نسبت به اصولگرايان قرار دارند؟

به لحاظ نظري و تئوري اصلاح طلبان نسبت به اصولگرايان جلوتر هستند. اگر به جزوه مواضع اصلاح طلبي كه توسط بزرگان در دوره اصلاحات منتشر شد، دقت كنيد متوجه خواهید شد كه مطالب خوبي در اين جزو وجود دارد. چنين جزوه اي كه بيانگر مواضع سياسي و فرهنگي و اقتصادي و اجتماعي باشد را اصولگرايان ندارند البته مواضع اصلاح طلب ها ايراداتي دارد از جمله اينكه مواضع اجتماعي و اقتصادي اصلاح طلبان اعلام  نشده است.

بايد دقت كرد تلاش در مواضع اقتصادي و اجتماعي پيش  نياز مواضع بعد سياسي و فرهنگي است. نياز هر فعاليتي در زمينه سياسي و فرهنگي فعاليت اقتصادي و اجتماعي است مثلاً در ميان اصلاح طلبان فعاليت اقتصادي همواره يك عيب بوده است و نادر كسي از اصلاح طلبان به دنبال فعاليت اقتصادي بوده است. بنابراين اگر براي هزينه هاي انتخاباتي يك ميليارد تومان بخواهند، هزينه كنند اين مبلغ را به سختي تهيه مي كنند ولي براي اصولگرايان مانند آب خوردن فراهم مي شود.

تامين هزينه انتخاباتي براي اصلاح طلبان يك مشكل است چون چنين پولي را نمي توانند جمع كنند اين در حالي است كه يكي از كانديداهاي انتخابات رياست جمهوري سال 92 بالاي چهار صد ميليارد تومان هزينه تبليغاتش شد ولي من از ستاد انتخاباتي آقاي روحاني خبر دارم كه بين 6 تا 7 ميليارد تومان هزينه كردند. لذا بايد گفت اصلاح طلبان همواره به مواضع سياسي و فرهنگي مي پردازند ولي مواضع اقتصادي و اجتماعي مانيفست مشخصي ندارند و بايد كار تئوريك بر روي مواضع اقتصادي و اجتماعي داشته و در اين موارد نيز اصلاح طلبان بايد اعلام موضع كنند. 

 چه تفاوت و اشتراكاتي ميان اصلاح طلبي و اعتدالگرايي وجود دارد و آيا شكست اعتدال شكست اصلاحات است؟

من فكر مي كنم كه اصلاح طلبي يك ديدگاه است و اعتدال يك روش. لذا اين دو را نمي توان با يكديگر مقايسه كرد. نتيجه انتخابات 92 پيروزي تفكر اصلاح طلبي و روش اعتدال گرايي بود لذا هر دو پيروز شدند و اگر روش اعتدال گرايي شكست بخورد هيچ لطمه اي به ديدگاه و تفكر اصلاح طلبي وارد نخواهد شد. اين دو پارامتر تا اينجا در موضع پيروزي قرار دارند. اگر به اين قضيه واقف شوند كه تعامل با يكديگر ائتلاف با يكديگر باعث تصحيح امور و برنده شدن در امور مي شود، درنتيجه اين تعامل باعث غناي هر دو طرف خواهد شد. ما نبايد بگوييم كه كدام يك از اين دو ديدگاه و روش شكست خورده اند و كدام يك پيروز شده اند يا پيروزي يا شكست كدام يك باعث شكست ديگري خواهد شد هردوي تفكر اصلاح طلبي و روش اعتدال پيروز شده اند.

در فضاي هشت ساله اي كه كلي از اموال مردم از ميان رفت و فضاي غيرقابل پيش بيني و نامطلوبي ايجاد شد و حتي در برخوردهاي بين المللي و سازمان ها و مجامع بين المللي با تقابل رفتارشد و قطعنامه هاي شوراي امنيت را كاغذ پاره قلمداد كردند درنتيجه بر آن فضا فائق آمدن پيروزي است اين پيروزي هم براي اصلاح طلبان است و هم پيروزي مشي اعتدال است و اين دوهمواره مي توانند با يكديگر كار كنند و ائتلاف اين دو باعث پيروزي ديدگاه اصلاح طلبي و مشي اعتدالي خواهد شد. اين دو درصدد اين هستند كه جايگاه بهتري در قدرت پيدا كنند و اين جايگاه را هم با تدابيري كه انديشيده شده دست يافتني مي بيند. 

 ورود اصلاح طلبان به قدرت تا چه اندازه مي تواند به كاهش شكاف هاي اجتماعي كمك كند؟

منطق مردم منطق عمل است، مردم به فلسفه بافي نگاه نمي كنند و ما نبايد اجازه بدهيم شكاف ميان مردم به وجود بيايد. مردم اكثراً دريافتند كه در دوران احمدي نژاد با برخوردهاي عوام  گرايانه موضوعاتي را به اشتباه باور كردند. در حال حاضرديدگاه مردم متفاوت از ديدگاه 8 سال پيش است و اعضاي دولت و معاونين رئيس جمهور بايد به  صورت فعال درصحنه باشند و به مردم پاسخگو باشند. مردم پاسخ را به خوبي متوجه مي شوند و درك مي كنند. مشكلاتي كه در آن 8 سال براي كشور ايجاد شد، پس لرزه هاي آن حداقل تا 20 سال مردم را رنج خواهد داد. البته نبايد اينگونه فكر كرد كه با آمدن روحاني يا با رفع تحريم ها مساله حل خواهد شد. 

 عملكرد هشت ساله احمدي نژاد را چگونه ارزيا بي مي كنيد؟

800 ميليارد دلار درآمد صادرات نفت خام و فرآورده هاي نفتي و محصولات پتروشيمي و گاز ايران در طول هشت سال احمدي نژاد است. با هر يك درصد آن توانستند هشت هزار كيلومتر اتوبان و با يك درصد ديگر هشت هزار كيلومتر بسازند كلاً ما نياز به دوازده هزار كيلومتر اتوبان داريم يعني با ده ميليارد دلار مي توانستيم كل شبكه ارتباطي جاده كشوري را بسازيم. بين هشتاد تا نود سال است كه در اين كشور جاده و راه آهن مي سازيم هنوز تمام نشده و 100 سال ديگر هم طول خواهد كشيد.

تا شبكه جادهاي و ريلي تكميل شود، راه سازي و راه آهن در انتظار يك بودجه يك جا است تا مساله حمل ونقل حل شود. در دوران اصلاحات با نفت 9 دلار شروع كرديم و كارهاي اساسي صورت گرفت مانند راه آهن ۱۰۰۰ كيلومتري بافق به مشهد مثل فرودگاه امام مثل و پروژه هاي پارس جنوبي اينها همه در دولت ۷ و ۸ راه افتاده بود ولي در دولت احمدي نژاد شدت افول پيدا كرد و ضربه مهلك زد؛ بنابراين دولت بايد يك بستري براي انضباط دادن به سياست هاي پولي و مالي بپردازد و اصلاح اين موارد بايد توسط حسن روحاني صورت بگيرد. لذا نبايد انتظار زيادي از دولت داشت ۴ سال طول مي كشد تا اين بسترها و ابزار فراهم شود و دوباره به سال ۸۴ بازگرديم. 

 چه انتظاري از آقاي روحاني داريد؟

انتظار از آقاي روحاني اين است كه براي جذب بدنه اجتماعي تصميم بگيرند. تعداد زيادي از وزرا و معاونين آقاي رئيس جمهور تصميم نمي گيرد و اگر به اين منوال بخواهند پيش بروند با ارادتي كه دارم عرض مي كنم، اگرآقاي روحاني مانند دو سال گذشته كانديدا شود، انتخابات را از دست خواهد داد. اگر وزيري تصميم گير نيست رئيس جمهور و معاون اول بايد به جاي وي تصميمي بگيرند و ابلاغ كنند درحال حاضر بسياري از پروژه ها و برنامه هاي روي زمين مانده است و با يك تصميم ظرف يك هفته  راه مي افتد.

بسياري از فعاليت ها نيازمند منابع دولتي نيست بلکه نيازمند منابع بخش خصوصي است مثلاً نوسازي ناوگان هوايي و ريلي و جاده اي نياز به سرمايه گذاري دولت ندارد بخش خصوصي بايد سرمايه گذاري كند به عنوان مثال هر كاميون بالاي بيست و پنج سال از دور خارج شود مصرف سوخت آن۵۰ درصد كاهش مي يابد و اين تصميم كه تحول اقتصادي و صرفه جويي عظيم است لذا بايد تصميم گيري محكم تر از دولت قبل باشد. دو سال است طرح موضوع شده و پيگيري شده است، لكن منجر به تصميم نشده است.

كشور اگر پايداري مي خواهد به نكات زير بايد توجه كند: ايجاد و گسترش اعتماد ميان حاكميت و مردم، پرهيز از يكدست شدن قدرت، توزيع قدرت و پرهيز از تمركز قدرت كه عامل فساد است. استقبال از نقد و اعتراض دلسوزانه و اراده و برنامه ريزي براي مبارزه با فساد با توجه به گسترش و عميق شدن فساد توسط طيف تندروي اصولگرايان.

 اخبار  سیاسی  -  آرمان 

جدید ترین مطالب سایت