فروش ویژه اسلایسر هندوانه

هم اکنون این محصول با 65 درصد تخفیف عرضه شده است

فقط 10000 تومان 

خرید اینترنتی

»

بازخوانی زلزله‌ای که از یاد نمی‌رود

نیمه شب است و میانه بازی برزیل و اسکاتلند در جریان جام جهانی فوتبال 1990. لرزشی ترسناک در تهران و کرج احساس می شود،  دامنه لرزش ها به بیشتر بخش های نیمه شمالی کشور از جمله اراک،  تبریز و شهرهای استان خراسان (شمالی) و حتی باکو در جمهوری آذربایجان امروزی که در آن زمان هنوز بخشی از اتحاد جماهیر شوروی بود هم رسیده؛  کانون زلزله درست در میانه کوهستان البرز است؛ رودبار، منجیل،  و قزوین.

هموطن :لزله 7.4 ریشتری که به «زلزله رودبار» مشهور شد، 31 خرداد 1369،  درست 25 سال پیش اتفاق افتاد و برخی آن را در شمار مهم ترین زلزله های قرن بیستم نوشته اند؛ زلزله ای که به گفته گزارشگر آن زمان روزنامه کیهان که چند روز بعد به آن منطقه رسید،  از روستاها تلی از ویرانه و از شهرها تنها قبرستان به جا گذاشت.

این گزارشگر، منطقه زلزله زده را چند روز بعد از شب حادثه این طور توصیف کرده است: «قبرستان پایین است و تک افتاده،  تقریبا در میان یک دره در گوشه ای از شهر،  شاید آن ها که این قبرستان را می ساختند فکرش را هم نمی کردند که روزی این قبرستان بشود همه شهر. آبادتر از همه شهر. ... قبرها، نه،  کانال های کم عرضی که بغل هم کنده شده اند تا مرده های خانواده ها را در آن ها دفن کنند،  خاکشان تازه است. به جای سنگ قبر هر چیزی را می توان دید. یک تکه پارچه بسته شده به خشت، یک چوب بلند،  یک نردبان زنگ زده،  یک سطل ...»

این روایت، مفصل و درناک است. در ادامه اشاره شده که چطور از برخی خانواده ها تنها یک یا دو نفر باقی مانده و چطور امدادرسان هایی که خانواده های خودشان را هم در این گورهای دسته جمعی دفن کرده اند به بازمانده ها کمک می کنند تا بقایای اجسادشان را در خاک پنهان کنند و چطور انتظار می کشیدند تا تکه ای کفن برای مرده ها پیدا کنند.

برنامه جهانی خطرات زلزله که تمام زلزله های سرتاسر دنیا را رصد می کند،  در آرشیو خود در مورد خسارت های این زلزله نوشته است که «بین 40 تا 50 هزار نفر در این زلزله و پس لزره های بعد از آن کشته شدند،  60 هزار نفر نیز زخمی شدند و بیش از 400 هزار نفر خانه های خود را از دست دادند.»

می گویند یکی از دلایل این تلفات سنگین زلزله رودبار، محدودبودن تعداد ایستگاه های لرزه نگاری بود. اولین خبر تلویزیونی که در مورد زلزله در شمال کشور اعلام شد مرکز زلزله را منطقه رشت و دیلمان اعلام کرد؛ چون دستگاه های لرزه نگار در آنجا وجود داشت و زلزله را ثبت کرده بود؛ در صورتی که مرکز زلزله چند کیلومتر آن طرف تر بود؛  در رودبار و منجیل که سد آن بر اثر زلزله آسیب شدیدی دید و تا مدت ها امکان آبگیری دوباره آن وجود نداشت.

هاشمی رفسنجانی - رئیس جمهور وقت - در خاطرات مربوط به آن روز توضیح داده است که چطور سیل پیام های همدردی و اعلام آمادگی برای کمک،  ارسال نیرو،  پول و مواد غذایی و دارویی از تمام جهان،  حتی کشورهایی مثل آمریکا و مصر به دفتر ریاست جمهوری سرازیر شده بود، نهاد بین المللی مثل بانک اسلامی و بانک جهانی هم برای کمک به بازسازی ها اعلام آمادگی کردند. حتی صدام حسین که تا یک سال پیش از آن جنگ علیه ایران را رهبری می کرد هم در پیامی زلزله رودبار را تسلیت گفته بود.

او در بخش دیگری از خاطراتش نوشته است که چطور نشانه های نابسامانی در کمک رسانی به مردم زلزله زده حتی در بازدیدهای رسمی نمایندگان و خود رئیس جمهور از منطقه مشهود بوده است و چطور تأخیر در کشف و دفن اجساد خطر بروز بیماری های عفونی در منطقه را افزایش داده و مسئولان وزارت بهداشت را نگران کرده بود.

تا پیش از زلزله رودبار که تنها چند ماه بعد از 12 سالگی جمهوری اسلامی اتفاق افتاد، درگیری های سیاسی و بعد از آن جنگ و هزینه های ناشی از آن،  فکر کردن به خیلی از مسائل را دور از ذهن کرده بود،  اما آن طور که یک بار معاون تحقیقات مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن چند سال پیش در نشست بازخوانی زمین لرزه 31 خرداد 1369 در منجیل و رودبار، یادآوری کرد، بعد از زلزله ای که خسارت های غیر قابل جبران به خانه های خشتی وارد و تعداد زیادی از روستا ها را آن طور که آقای هاشمی در خاطراتش آورده است،  به کلی نابود کرده بود،  لزوم استفاده از مصالح قابل قبول برای ساختمان سازی مطرح شد و اجرای برنامه استاندارد اجباری مصالح ساختمانی در دستور کار قرار گرفت.

در خاطرات هاشمی رفسنجانی آمده است که مسئولیت ستاد بازسازی به عهده وزیر کشور وقت قرار گرفته بود اما امدادرسانی، بیشتر توسط نیروهای هوانیروز ارتش انجام می شد که می توانستند با هلیکوپتر به مناطق کوهستانی زلزله زده دسترسی داشته باشند.

تا پیش از انقلاب نهادی به نام «سازمان دفاع غیرنظامی» که زیر مجموعه وزارت کشور بود مسئول رسیدگی به حوادث طبیعی مانند زلزله بود. این سازمان بعد از انقلاب در سازمان بسیج ملی ادغام و بعد از تصویب اساسنامه سپاه پاسداران در 1361، به طور کلی منحل شد. البته امروز سازمانی گسترده تحت عنوان «سازمان پدافند غیرعامل» در کشور ایجاد شده و فعالیت می کند.

اما بعد از زلزله رودبار بود که کمیته قبلا موجود «کاهش اثرات بالایای طبیعی» به موجب قانونی که در سال 70 یعنی یک سال بعد از زلزله رودبار تصویب و ابلاغ شد،  رسمیت یافت.

با وجود اینکه زلزله رودبار به روشنی نشان داد که چقدر آمادگی برای مدیریت حوادث طبیعی در کشور کم و محدود است،  تشکیل سازمان مدیریت بحران در کشور تا یک سال بعد از سال 86 و وقوع زلزله مرگبار بم طول کشید و حتی با وجود سازمان مدیریت بحران،  تسلط قانون جامع نظام مهندسی و اجرای برنامه استاندارد اجباری مصالح ساختمانی زلزله ورزقان در سال 92 نشان داد که شهرها و روستاهای کشور هنوز به شدت در برابر آسیب های طبیعی،  غیر مقاوم و غیرآماده هستند.

ایسنا - فاطمه کریمخان

 

جدید ترین مطالب سایت