فروش ویژه اسلایسر هندوانه

هم اکنون این محصول با 65 درصد تخفیف عرضه شده است

فقط 10000 تومان 

خرید اینترنتی

»

تهران دوست داشتنی است

 حضور تیم ملی والیبال آمریکا در تهران با همه هیاهوهایش باعث خیلی اتفاق ها شد. کلا بازی کردن ایران و آمریکا در هر رشته ای خبرساز است. حضور آمریکایی ها در تهران و گشت و گذار آنها در خیابان ها و بازار و البته درکه حس و حال ویژه ای به آنها داد و برخورد مردم ایران هم برایشان جالب بود. 

هموطن :در خلال روزهای حضور تیم ملی والیبال آمریکا با دیوید لی، کاپیتان تیم ملی آمریکا گفتگو گردیم؛ گفتگویی که جالب از کار درآمد و توصیه می کنیم که حتما آن را بخوانید:

تهران دوست داشتنی است

تهران دوست داشتنی است دیوید لی,کاپیتان تیم ملی والیبال آمریکا

آقای لی، عجب اسمی دارید...

- چطور؟

لی، برای ما یادآور شلوار لی است.

- اوه، همین شلواری که پوشیدید لی است؟

نه، مارکش لی نیست، کلا این شلوارهای جین را ما شلوار لی می گوییم.

- چه جالب، ولی باز هم من متوجه نشدم...

اولین مارکی که در ایران شلوار جین آمد، لی بود و به همین دلیل بعدش دیگر هر مارکی آمد، شلوار لی به آن گفتیم. بعد هم که جین جای لی را گرفت و حالا همه در ایران می گویند شلوار جین...

- چه جالب. الان دیگر متوجه شدم.

خب از ایران بگویید...

- از بازی با ایران؟

تهران دوست داشتنی است

 

از بازی هم می توانید بگویید، منتها ما نمی خواهیم گفتگوی ما فنی و زیاد والیبالی باشد.

- پس باید سیاسی صحبت کنم؟ نه، من سیاسی حرف نمی زنم.

(می خندم) نه فقط سیاسی، کلا این روزها در تهران به شما چطور گذشت؟

- آهان از این جهت، خب، خیلی خوب بود. باورمان نمی شد اینقدر خوب باشد.

این خوب بودن را معنا می کنید؟

- یعنی تعریف کنم؟

بگذارید سوال را طور دیگری بپرسیم. قبل از آمدن به ایران چه فکری در مورد ایران داشتید؟

- فکر خاصی نمی کردیم. من خودم را می گویم. زیاد فکر خاصی نمی کردم. ما ورزشکاریم و برای ورزش کردن و مسابقه دادن این طرف و آن طرف می رویم. ی بار دیگر هم گفته بودم که روابط ایران و آمریکا در رسانه ها بد نشان داده می شد اما مردم دو کشور با هم مشکلی ندارند. در آمریکا گفتند ایرانی ها زیاد در لس آنجلس حضور دارند و ساکن این شهر هستند و به همین دلیل دو بازی با ایران را به این شهر بردیم که ایرانی های بیشتری به ورزشگاه بیایند. البته آنجا ایرانی ها شبیه به تهران تشویق نکردند، وگرنه ممکن بود ببازیم! (می خندد)

یعنی الان ما رسانه ها مقصر شدیم؟

- نه، می خواهم بگویم همه چیز ورای سیاست است. ورزشکاران سیاسی فکر نمی کنند. من با معروف، کاپیتان شما، دوست هستم و او واقعا بازیکن خوبی است و می تواند بهترین بازیکن جهان باشد. با هم حرف زده ایم و او هیچ وقت بی احترامی به من نکرده است. ایرانی های زیادی در آمریکا زندگی می کنند. من در آن بازی لس آنجلس فهمیدم. اما هیچ مشکلی با آمریکایی ها ندارند. تازه کلی شغل دارند و خدمت رسانی می کنند اما رسانه های جهان و حتی رسانه های آمریکایی و ایرانی اختلاف های سیاسی را پررنگ می کنند. الان آمریکا و روسیه هم مشکلاتی دارند که البته به اندازه ایران پررنگ نمی شود یا حتی مشکلاتی با چین اما به نظرم ماجراهای ایران بیشتر پررنگ می شود.

تهران دوست داشتنی است

حالا پس از اینکه یک هفته ای در ایران بودید، چه نظری درباره ایران دارید؟

- مردم ایران خونگرم و مهمان نواز هستند. ما هر جا که رفتیم به ما محبت کردند. هیچ توهینی در خلال سرود ملی کشورمان به ما نشد. همه سکوت کردند و بعد برایمان دست زدند. با ما عکس می گرفتند و هیچ مشکلی نداشتیم. چقدر همه گوشی های آیفون دارند. نکند کارخانه آیفون اینجا در تهران است. چقدر هم آی پد دارند. هر چند اینجا سرعت اینترنت زیاد خوب نیست و من برای اسکایپ کردن خیلی به مشکل می خوردم. البته ما با هر رسانه آمریکایی که صحبت کردیم، از ایران تعریف کردیم و آنها هم در آنجا باورشان نمی شد.

شما یک کار جالب هم کردید؛ اینکه تا وقت اذان و زمانی که روزه ها باز می شد، لب به آب معدنی ها نزدید...

- ما هم سعی کردیم احترام متقابلی نشان دهیم. کار خاصی نکردیم. در آمریکا هم در کنار مسلمانان زندگی می کنیم و می دانیم آداب آنها چطور است.

فضای ورزشگاه آزادی چطور بود؟

- دیوانه کننده، کرکننده، سر سرویس ها همه تمرکزمان را از دست دادیم. خیلی سروصدا بود. بعضی بازیکنان پنبه در گوش شان گذاشته بودند. دیدید که سرمربی ما قبل از شروع بازی هدفون گذاشته بود. تمرکز ما گرفته شد. هر وقت ایرانی ها سرویس می زدند، فضا ساکت می شد، هر وقت ما می خواستیم سرویس بزنیم، گوشمان کر می شد. ظاهرا یک دو سه هم می گفتند که توپ سوم شان بخوابد توی زمین ما. خلاصه اینکه هر تیمی اینجا بیاید، به مشکل می خورد. من برای لهستان و روسیه هم پیش بینی می کنم شکست بخورند.

ما اینجا یک اصطلاح داریم، می گوییم از سر شکم سیری بازی کردن؛ یعنی شما چون 17 امتیاز داشتید، زیاد به آب و آتش نزدید، این را قبول می کنید؟

- نه، قبول نمی کنم.

 

آخر چطور می شود که بهترین تیم جهان بیاید و شش امتیاز در تهران از دست بدهد؟

- ما الان بازی های باقیمانده داریم. با روسیه و لهستان ممکن است اتفاق های عجیبی بیفتد. اصلا صعود ما به خطر افتاده، ممکن است ایران و لهستان صعود کنند. شاید ما نتوانیم. ما نمی بایست این دو بازی را می باختیم.

روسیه را که می برید...

- نه، اینطور نیست. روسیه هم مثل ایران انگیزه های ویژه ای دارد. نباید هیچ حریفی را دست کم گرفت. ما ایران را شاید دست کم گرفتیم ولی در کل در سرویس ها کار را خراب کردیم. در بازی اول 20 امتیاز از سرویس به ایران دادیم. این خودش یعنی یک ست. پنج تا بگذارید رویش می شود یک ست کامل. البته در بازی دوم ما بهتر بودیم ولی بازی قبلی اشتباهات زیادی داشتیم. ایران در این مسابقه بسیار عالی بود، بخصوص سعید معروف که پاس های خوبی را به شهرام محمودی داد. میرزاجانپور هم در این بازی یکی از بهترین های ایران بود. اینها بهترین های والیبال جهان هستند که در کشور شما جمع شده اند و حضور دارند و باید قدر آنها را بدانید. ایران خوب دفاع هم می کرد و فکر کنم بهترین دفاع عمرشان را انجام می دادند.

 

تهران دوست داشتنی است

 

حس ات از اینکه برای اولین بار در ورزشگاه آزادی تهران بازی کردی چه بود؟

- خب من تا به حال در ورزشگاه آزادی بازی نکرده بودم. واقعا هم نمی دانستم که چقدر بازی کردن در این ورزشگاه سخت است اما همه بازیکنان برای بازی کردن در تهران شور و شوق داشتند و مربی هم برای انتخاب کردن بازیکنان کار سختی داشت. در لهستان هم خیلی عجیب و غریب تشویق می کنند. البته فکر نکنم سروصدای هواداران ایرانی را داشته باشند.

 

حالا اگر بخواهی دلیل اصلی شکست آمریکا را بگویی، چه خواهی گفت؟

- حملات سریع محمودی و میرزاجانپور عامل برتری ایران بود. ایران واقعا بسیار سریع و کامل بازی کرد. حملات آنها که توسط سعید معروف سازماندهی و دستوری می شد، بسیار سریع بود و محمودی و میرزاجانپور بسیار خوب از حملات آنها استفاده کردند و البته عامل اصلی دیگر، تماشاگران بودند که گفتم. آنها واقعا مثل آوار می توانند روی سر هر تیمی خراب شوند.

 

می دانستید که ایرانی ها بهترین تماشاگران دنیا هستند؟

- نه؛ اما در این دو بازی متوجه شدم.

جدید ترین مطالب سایت