فروش ویژه اسلایسر هندوانه

هم اکنون این محصول با 65 درصد تخفیف عرضه شده است

فقط 10000 تومان 

خرید اینترنتی

»

نجات قاتل دختر جوان از پای چوبه‌ دار

پسری که متهم است دختری جوان را به قتل رسانده، با رضایت اولیایِ  دم از قصاص نجات یافت.

هموطن :این دختر پس از آن به قتل رسید که متوجه شد پسر مورد علاقه اش با دختری دیگر رابطه برقرار کرده است و قصد دارد با او ازدواج کند.  جسد دختر جوان که مونا نام  داشت، چهار سال پیش در خیابان خلوتی اطراف تهران پیدا شد.

مأموران بعد از شناسایی هویت این دختر و تحقیق از خانواده اش، متوجه شدند او از مدتی  قبل با جوانی به نام رضا ارتباط داشته است و با هم تلفنی صحبت می کردند.

ضمن اینکه بعد از بررسی پرینت تلفن  همراه مونا متوجه شدند این دختر آخرین بار با رضا تماس تلفنی داشته است و پیامک های ارسال شده میان آنها نشان می دهد این دو با هم قراری داشته اند که محل قرار حوالی محل کشف جسد بود. به این ترتیب رضا بازداشت و بازجویی شد.

پسر جوان به قتل مونا اعتراف کرد و گفت مدتی  بود دیگر مونا را دوست نداشتم و عاشق دختر دیگری شده  بودم. متهم در توضیح آنچه اتفاق افتاده  بود، گفت: «مدت ها بود با مونا رابطه داشتم؛ اما هیچ  وقت قصدی برای اینکه با او ازدواج کنم، نداشتم تا اینکه چند روز قبل او متوجه شد با دختر دیگری هم رابطه  دارم. او به من گفت باید آن دختر را ترک کنم؛ اما من این بار واقعا عاشق شده  بودم و می خواستم ازدواج کنم. فریبا دختر خوبی  بود، مثل مونا عصبانی و پرخاشگر نبود و من به او دل بسته  بودم؛ البته می خواستم موضوع را به مونا بگویم و بعد ترکش کنم؛ اما او زودتر متوجه  شد».

متهم گفت: «وقتی مونا تلفن کرد و گفت متوجه شده است با دختر دیگری رابطه  دارم، به او دروغ نگفتم. او گفت آن دختر را ترک کن و دیگر به من خیانت نکن. گفتم نمی توانم این کار را بکنم، چون قرار است با آن دختر ازدواج کنم. مونا عصبانی شد و فحاشی کرد. او به من گفت باید آن دختر را ترک کنی وگرنه آبروریزی راه می اندازم. قبل از اینکه گوشی را قطع کند، با او قرار گذاشتم و گفتم باید رودر رو با هم صحبت کنیم. چند روز قبل از این حادثه من چاقویی خریده و در جیبم گذاشته  بودم؛ البته نه برای اینکه کسی را به قتل برسانم. در واقع آن را بدون هیچ دلیلی در جیبم گذاشته  بودم. روز حادثه وقتی سرقرار با مونا حاضر شدم، به او گفتم نمی تواند برای من تعیین تکلیف کند و حق  ندارد بگوید با فریبا ازدواج نکنم. او عصبانی شد و دوباره فحاشی کرد. من هم کنترل خودم را از دست دادم و با زدن چند ضربه به بدنش، او را به قتل رساندم و بعد فرار کردم.

بعد از اعترافات متهم، درحالی که خانواده مونا برای او درخواست قصاص کرده  بودند و رأی دادگاه نیز قصاص بود، خانواده متهم موفق شدند رضایت اولیایِ  دم را جلب کنند. به این ترتیب، رضا با شکایت دادستان و به دلیل جنبه عمومی جرم در شعبه ٤دادگاه کیفری شماره یک تهران محاکمه شد. او گفت از کرده خود پشیمان است. متهم ادامه  داد: در این چهارسال، در زندان یاد گرفتم خشم خود را کنترل کنم. درس خواندم و مدرک گرفتم و خواستار بخشش دادگاه هستم تا بتوانم به زندگی برگردم.

قضات با پایان جلسه رسیدگی به پرونده، متهم را به چهارسال حبس محکوم کردند که با احتساب ایام بازداشت، او به زودی آزاد می شود.

جدید ترین مطالب سایت