فروش ویژه اسلایسر هندوانه

هم اکنون این محصول با 65 درصد تخفیف عرضه شده است

فقط 10000 تومان 

خرید اینترنتی

»

بدقولی در ازدواج با قتل معشوقه تمام شد

راز جنايتي كه اسفندماه گذشته در يكي از شهرهاي بزرگ گيلان به وقوع پيوسته بود، در سينه مردي 39ساله مي تپيد. اين مرد پس از دو ماه فرار توسط كارآگاهان به دام افتاد و انگيزه اش از جنايت را باز گفت...

به گزارش اعتماد، اسفند ماه سال گذشته هنوز به نيمه نرسيده بود كه فردي هراسان با مركز فوريت هاي پليسي 110 تماس گرفته و از كشف جسد زني جوان در يكي از شهرهاي گيلان خبر داد، ماموران كلانتري در محل كه يك واحد مسكوني بود حاضر شدند و تحقيقات خود از محل جنايت و منطقه را آغاز كردند و پس از آن با توجه به حساسيت موضوع مقام قضايي رسيدگي به اين پرونده را برعهده پليس آگاهي قرار داد و جسد اين زن نيز براي بررسي بيشتر به پزشكي قانوني استان منتقل شد.

ماموران پليس آگاهي نخستين مرحله از تحقيقات خود را در فضايي كه جسد كشف شده بود آغاز كردند كه در اين هنگام به هم ريختگي منزل و غيرمتعارف بودن صحنه جرم شك ماموران را برانگيخت به ويژه آنكه قفل در نيز سالم بود و اين امر فرضيه آشنا بودن قاتل يا قاتلان با مقتول را تشديد مي كرد. از سوي ديگر با توجه به اينكه چيزي از منزل سرقت نشده بود احتمال اينكه قتل از سوي نزديكان اين زن و به دليل مسائل شخصي رخ داده باشد قوت گرفت به ويژه آنكه تحقيقات محلي نيز نشان از آن داشت كه پيش از حادثه فردي به منزل اين زن وارد شده اما هيچ يك از افراد چهره او را به خاطر نداشتند.

پس از مدتي نتايج تحقيقات پزشكي قانوني اعلام و مشخص شد كه اين زن 38 سال دارد و به علت برخورد جسم سخت به سرش جان خود را از دست داده است، همچنين نشانه هايي از درگيري نيز روي بدن اين زن قابل رويت بود.

كسب اين اطلاعات باعث شد تا كارآگاهان تحقيقات خود را روي افرادي كه با اين زن ارتباط داشته و با وي در رفت و آمد بودند تشديد كنند اما نتايج تحقيقات حاكي از اين بود كه عمده اين افراد در زمان جنايت ارتباطي با مقتول نداشته اند و تحقيقات كارآگاهان پليس آگاهي ادامه داشت تا اين كه حدود دو ماه پس از وقوع جنايت ماموران سرنخي از مردي 39 ساله به نام محمدرضا به دست آوردند كه نشان مي داد در ساعتي كه جنايت رخ داده او در كنار مقتول بوده و در واقع محمدرضا آخرين فردي بوده كه پيش از مرگ با اين زن ديدار داشته است، اين موضوع و اظهارات همسايه ها درباره حضور فردي در خانه اين زن سبب شد تا كارآگاهان پس از هماهنگي با مقام فضايي وي را بازداشت كرده و به مقر انتظامي منتقل كنند.

با انتقال محمدرضا به مقر پليس، وي ابتدا منكر آشنايي خود با اين زن شد و سپس با بيان اينكه اين زن را مي شناسد مدعي شد كه در روز حادثه ديداري با او نداشته است و پس از آن نيز چندين بار اظهارات ضد و نقيض خود را تكرار كرد تا اينكه سرانجام در تحقيقات فني پليس به قتل اين زن اعتراف كرد، محمدرضا در اعترافات خود گفت: «با مقتول در سال 88 آشنا شدم، قرار بود با هم ازدواج كنيم، اوايل ارتباط خوبي با هم داشتيم اما هربار كه بحث ازدواج را مطرح مي كردم او به بهانه هاي مختلف بحث را عوض مي كرد و آن را به زماني ديگر موكول مي كرد، در اين بين او طي چندين مرحله از من 600 ميليون ريال پول گرفته بود اما وعده اش را عملي نكرد تا اينكه در يازدهم اسفندماه سال گذشته با من تماس گرفت و گفت كه به 15 ميليون ريال وجه نقد احتياج دارد و از من خواست كه اين مبلغ را برايش تامين كنم كه من به خانه اش مراجعه كردم و براي چندمين بار بحث ازدواج را به پيش كشيدم كه او باز هم صحبت درباره اين موضوع را به زماني ديگر موكول كرد و خواست كه ابتدا پول را در اختيارش قرار دهم اما من كه ديگر حوصله ام از كارهايش سر رفته بود با او درگير شدم و نفهميدم چطور شد كه ضربه يي به سرش زدم و او نقش بر زمين شد.

پس از آن من از محل فرار كردم و در حالي كه فكر نمي كردم پليس ردي از من به دست بياورد، دستگير شدم. محمدرضا پس از تشكيل پرونده براي ادامه روند رسيدگي به جرمش روانه دادسرا شد. 

منبع خبر: مجله اینترنتی بیتوته

جدید ترین مطالب سایت