فروش ویژه اسلایسر هندوانه

هم اکنون این محصول با 65 درصد تخفیف عرضه شده است

فقط 10000 تومان 

خرید اینترنتی

»

پیرمرد پرحاشیه‌ای که الکی نمی‌گه

در رفتن پای باباپنجعلی در سری اخیر سریال «پایتخت» و ماجراهای جاانداختن آن توسط جعفر شکسته بند، مثل همه حضورهای خوب مستمر خمسه و تک جمله های درخشان او در زمان پخش، بامزه و خنده دار بود، اما حالا و با توجه به صحبت های روز گذشته این بازیگر توانا و دوست داشتنی که از عباراتی چون چوب زیربغل و ورشکسته برای سینمای ایران استفاده کرد، در نگاهی فرامتنی بامسما هم جلوه می کند.

پیرمرد پرحاشیه‌ای که الکی نمی‌گه

در رفتن پای باباپنجعلی در سری اخیر سریال «پایتخت» و ماجراهای جاانداختن آن توسط جعفر شکسته بند، مثل همه حضورهای خوب مستمر خمسه و تک جمله های درخشان او در زمان پخش، بامزه و خنده دار بود، اما حالا و با توجه به صحبت های روز گذشته این بازیگر توانا و دوست داشتنی که از عباراتی چون چوب زیربغل و ورشکسته برای سینمای ایران استفاده کرد، در نگاهی فرامتنی بامسما هم جلوه می کند.

خمسه که زمانی همراه اکبر عبدی، یکی از دو کمدین سودآور سینمای ایران بود، در گفت وگویی با ایسنا، دلیل بیکاری و حضور کمرنگ برخی هنرمندان در سینما را کندی چرخش چرخ های صنعت هنر هفتم ایران خواند؛ صنعت ورشکسته ای که با چوب زیربغل راه می رود.

بازیگر «جیب برها به بهشت نمی روند» و «من زمین را دوست دارم» این وضع را متاثر از اقتصاد کشور دانست و اظهار امیدواری کرد نتیجه مذاکرات هسته ای در آینده ای نزدیک، تاثیرات مثبت خود را روی سینمای ایران هم بگذارد.

این که سینماها در هر دوره اقتضائات خودش را دارد و بی رحمی و رقابت بسیار فشرده فضای سینما اجازه حضور دائم و همواره در اوج یک هنرمند را نمی دهد، امری طبیعی و ناگزیر است، اما این دیگر از سازوکار بیمار و غیرطبیعی یک سینماست که سهم و جایگاهی هرچند اندک برای ستاره های سابق و بازیگران و کارگردانانی قائل نمی شود که روزگاری چراغ این سینما را روشن نگاه داشته اند و برخی از مهم ترین افتخارات آن را رقم زده اند.

پرواضح است که هر مقطع زمانی به حضور جوانان و چهره هایی نو نیاز دارد و نسل تازه نفس است که می تواند شور و انرژی و طراوت را به سینما تزریق کند، ولی آیا این به معنای چشم بستن بر تلاش های گذشتگان و بی حرمتی و بی اعتنایی و نادیده گرفتن آنهاست؟

پس اگر در سخن از احترام به موی سپید بزرگان و قدم های مثبت و زحمات سال های دور آنها برای این سینماست، در عمل هم باید ایشان را بر صدر بنشانیم و از تجارب آنها بخوبی بهره ببریم؛ این بهره مندی هم از طریق درس آموزی مستقیم و نشستن پای صحبت های این استادان در کارگاه های آموزشی یا مجالس و مراسم است و هم از راه توجه فیلمسازان و تهیه کننده ها و البته فیلمنامه نویسان به جایگاه رفیع آنها در عالم هنر اتفاق می افتد؛ به این صورت که باید نقش های مناسب سن و حال و درخور هنر و توانایی  شان نوشت و آنها را برای نقش آفرینی دعوت کرد؛ مثل کاری که سینمای حرفه ای جهان انجام می دهد و همیشه نقش هایی برای هنرمندی کهنه کارها دارد و آنها هم نقش های محوله را به بهترین شکل ارائه می کنند.

خمسه و امثال او، خوشبختانه هنوز خیلی جا برای بازی در نقش های متنوع و مختلف دارند و در صورت وجود فیلمنامه و نقشی مناسب، می توانند همچنان به کارنامه پربار خود بیفزایند. مثال بارز این ادعا همین سری مجموعه های «پایتخت» و نقش باباپنجعلی است که با هنرنمایی خمسه ماندگار و محبوب شده است.

پنجعلی شاید به زعم ارسطو، پیرمرد پرحاشیه ای باشد، اما می بینید که در پس آن رفتارهای ساده لوحانه و شیرین عقل مآبانه، هرازگاهی چه نکته های نغز و اتفاقا پرمحتوا و درستی را بیان می کند. خمسه هم به عنوان بازیگری باشخصیت و فرهیخته که در زندگی واقعی فاصله ای نجومی با کاراکتر پنجعلی دارد، با تشخیص و تحلیلی درست و بهنگام، نسبت به وضع موجود هشدار داد؛ هشداری که مسئولان سینمایی و مدیران فرهنگی باید آن را جدی بگیرند.

اخبار فرهنگی - ایسنا

جدید ترین مطالب سایت