فروش ویژه اسلایسر هندوانه

هم اکنون این محصول با 65 درصد تخفیف عرضه شده است

فقط 10000 تومان 

خرید اینترنتی

تنها دختر نعلبند ایران فقط 22 سال سن دارد!! عکس

علاقه به اسب باعث شده است که دختر 22 ساله به عنوان یک نعلبند فعالیت کند و تنها دختر نعلبند در ایران لقب بگیرد!

 

تنها دختر نعلبند ایران فقط 22 سال سن دارد!! عکس

علاقه به اسب باعث شده است که دختر 22 ساله به عنوان یک نعلبند فعالیت کند و تنها دختر نعلبند در ایران لقب بگیرد!

تنها دختر نعلبند ایران

فرناز هاشمی دختر جوانی است که شغلی سخت و غیرمتعارف را برای خودش انتخاب کرده است؛ نعلبندی! کسی که برخلاف خیلی از همنوعانش سروکارش با میخ، چکش، پتک و کوره و سندان است. تنها بانوی نعلبند ایران، زبان اسب هارا خوب می فهمد و تخصصش تعویض نعل های پولادین اسب هاست.

عکس فرناز هاشمی

تنها دختر نعلبند ایران فقط 22 سال سن دارد!! عکس

هیجان حرف اول و آخر زندگی اش است؛ انگیزه تمام کارهایش، علاقه ای که همیشه مثل سایه همراهش بوده از کودکی تا امروز .همین امروز که ایستاده پای کوره و سندان، زیر سقف بلند یک اصطبل، شانه به شانه یک اسب 550 کیلوگرمی.

فرناز هاشمی در حال نعلبندی اسب 1

تنها دختر نعلبند ایران فقط 22 سال سن دارد!! عکس

فرناز هاشمی در حال نعلبندی اسب 2

تنها دختر نعلبند ایران فقط 22 سال سن دارد!! عکس

همین حالا که پیش رویش آتش است و آب؛ آهن است و اسب. بهانه ای که باعث شده کاری را انتخاب کند که از نظر خیلی ها مردانه است؛ اتفاقی که یک عنوان اختصاصی را برایش به ارمغان آورده؛ تنها بانوی نعلبند ایران! تنها بانوی نعلبند ایران

تنها دختر نعلبند ایران فقط 22 سال سن دارد!! عکس

تعجب نکنید؛ فرناز هاشمی را خیلی ها به خاطر همین شغل غیرمتعارفی که انتخاب کرده می شناسند؛ دخترجوانی که موفقیتش را بیش از هرچیز مدیون جسارت و پشتکار در کارهایش است.

قهرمان 22 ساله گزارش ما عاشق اسب است به قول معروف از بچگی نافش را با سوار کاری بریده اند، پس بودنش بین چهاردیواری یک اصطبل کنار یک اسب منتظر تعویض نعل، در باشگاه های اسب سواری خیلی هم عجیب نیست: «سه ساله بودم که برای اولین بار سوار اسب شدم. در یکی از پارک های تهران، پدرم مرا سوار یکی از این اسب هایی کرد که صاحبش برای سواری از مردم پول می گرفت. وقتی سواری ام تمام شد، پدرم از من پرسید: خوب بود؟ من هم درجواب گفتم: نه ...کم بود. همین شد که پدرم فردای آن روز مرا در یک باشگاه اسب سواری ثبت نام کرد.آن موقع آن قدر کوچک بودم که نمی توانستم به تنهایی روی اسب بنشینم. پدرم با یک دست مرا روی اسب نگه می داشت و با دست دیگرش اسب را دور زمین هدایت می کرد. تا یک ماه هر روز کارمان همین بود.»

اما چطور گذر فرناز از اسب سواری به نعلبندی افتاده؟ جواب این سوال خیلی هم عجیب نیست: « با اسب و اسب سواری که از بچگی آشنا بودم، به کارهای فنی و آهنگری هم علاقه داشتم، به خاطر همین تصمیم گرفتم این مهارت را یاد بگیرم البته فقط به خاطر این که اگر یک روز اسب داشتم، اسبم را خودم نعل کنم.»

گردآوری:گروه سرگرمی سیمرغ

جدید ترین مطالب سایت