فروش ویژه اسلایسر هندوانه

هم اکنون این محصول با 65 درصد تخفیف عرضه شده است

فقط 10000 تومان 

خرید اینترنتی

»

گروگانگیری 3 ساعته برای گرفتن جواب بله

پسر جوان وقتی فهمید که دختر مورد علاقه اش قصد ازدواج با فرد دیگری را دارد، نقشه گروگانگیری کشید.

 

هموطن :

پسر جوان وقتی فهمید که دختر مورد علاقه اش قصد ازدواج با فرد دیگری را دارد، نقشه گروگانگیری کشید.

 این اتفاق چند روز پیش در شرق تهران رخ داد. آن روز، دختر جوانی به نام بهناز وقتی از محل کارش بیرون آمد تا به خانه اش برود، یکدفعه تیزی چاقو را پشت کمرش احساس کرد. وقتی برگشت چشمش به حسین، خواستگار سابقش افتاد. حسین با تهدید از او خواست سوار ماشین شود و بهناز که وحشت کرده بود به ناچار سوار ماشین شد و این شروع یک گروگانگیری 3ساعته برای گرفتن جواب بله بود.

 3 ساعت بعد دختر جوان در برابر افسر پلیس نشسته بود و درحالی که اشک می ریخت از اتفاق شومی می گفت که برایش رخ داده بود. او گفت: حسین را از قبل می شناختم. او خواستگارم بود که مدتی قبل به او جواب منفی داده بودم چون شغل مناسبی نداشت و به نظرم زندگی با او غیرممکن بود.

بعد از آن یکی از بستگانم به خواستگاری من آمد که با موافقت خانواده ها با یکدیگر نامزد شدیم. این درحالی بود که حسین همچنان دست از سرم برنمی داشت و مرتب برایم مزاحمت ایجاد می کرد تا اینکه فهمید من قصد ازدواج دارم. وی ادامه داد: روزحادثه وقتی از محل کارم بیرون آمدم حسین به من حمله کرد و با تهدید چاقو مرا ربود.

او سپس به خانه ای رفت و 3ساعت مرا گروگان گرفت. او با تبلتش وایبر مرا هک کرد و گفت باید به نامزدم پیام بفرستم که دیگر حاضر نیستم با او ازدواج کنم. حسین می گفت با هک کردن وایبر من می تواند همه پیام هایم را بخواند و اگر پیامی غیراز این برای نامزدم بفرستم جان هر دوی ما در خطر است.

او سپس مرا مورد آزار و اذیت قرار داد و گفت که اگر با او ازدواج نکنم، آبرویم را خواهد برد. من هم برای فرار از دست او به دروغ جواب بله دادم. پس از آن حسین رهایم کرد و مهلت داد که نامزدی ام را به هم  بزنم و من به اداره پلیس آمدم.این شکایت کافی بود تا با دستور قاضی مدیرروستا، بازپرس جنایی تهران تیمی از مأموران پلیس آگاهی تحقیقات خود را در این پرونده آغاز کنند.

بررسی ها نشان می داد که حسین پس از این ماجرا متواری شده و ردی از وی وجود ندارد. آنطور که به نظر می رسید این پسرجوان در جریان شکایت دختر موردعلاقه اش قرار گرفته و زندگی مخفیانه ای را آغاز کرده است. بعد از گذشت یک ماه سرانجام حسین که فکر می کرد آب ها از آسیاب افتاده به محل سکونت خود بازگشت و آنجا بود که پلیس دستگیرش کرد.

این پسرجوان پس از مواجهه حضوری با شاکی لب به اعتراف گشود و گفت: حدود یک سال قبل به بهناز علاقه مند شدم اما زمانی که می خواستم به خواستگاری او بروم، او جواب رد داد. بهناز زیر همه قول و قرارهایش زد و وقتی شنیدم که با یکی از بستگانش نامزد کرده عصبانی شدم.

پسر جوان منکر اتهام آدم ربایی شد و ادامه داد: روز حادثه من از او خواستم سوار ماشینم شود او هم سوار شد. بعد هم با هم حرف زدیم و او قول داد که نامزدی اش را به هم بزند. من وایبرش را هم هک کردم تا مطمئن شوم حرف هایش راست است و قصد دیگری نداشتم.

هم اکنون پسرجوان بازداشت شده است و تحقیقات در این زمینه ادامه دارد.

جدید ترین مطالب سایت