فروش ویژه اسلایسر هندوانه

هم اکنون این محصول با 65 درصد تخفیف عرضه شده است

فقط 10000 تومان 

خرید اینترنتی

»

ماجرای تصادف وحشتناک مهران غفوریان و بی تفاوتی پدرش در خندوانه!

برنامه روز گذشته خندوانه ( جمعه 30 مرداد ) با اجرای رامبد جوان و با حضور علی اوجی و مهران غفوریان به روی آنتن رفت.

هموطن:برنامه روز گذشته خندوانه ( جمعه 30 مرداد ) با اجرای رامبد جوان و با حضور علی اوجی و مهران غفوریان به روی آنتن رفت.

خندوانه با حضور علی اوجی و مهران غفوریان

در ابتدای برنامه ، شادی این قسمت از خندوانه به خاطر نداشتن روز پسر به همه پسرها تقدیم شد.در همین راستا نیما شعبان نژاد که با نقش "کیا" (کیانا) وارد صحنه شده بود به رامبد جوان گفت: الان تو روز جوان داری خیلی خوشحالی نه؟ رامبد جوان هم پاسخ داد: روز جوان که هیچ ، تازه خیلی چیزهای دیگر مثل رادیو ، سینما و ... هم دارم.

علی اوجی ( بازیگر سریال درحاشیه) به عنوان کمدین برای اولین به روی صحنه خندوانه رفت. او خاطره ای از ترسش برای رفتن به شهربازی تعریف کرد و گفت: من از شهربازی در هر حالتی می ترسم،حتی اگر سوار تاب بشوم.

وقتی بچه بودم با دوستم به آن تونل وحشت  هایی که خیلی بی  مزه بودند رفتم ، از همان  هایی که اول یک اسکلت جلویت سبز می شود، و در آخر یک گوریل عروسکی کنارت می  نشیند و تو مثلا می ترسی! اما من چند سال پیش که به یک کشور خارجی رفته بودم با اصرار یکی از دوستانم دوباره به شهربازی معروف آن جا رفتم، و باز برای زنده کردن خاطرات کودکی سوار قطار تونلش شدم.

اول مثل همان موقع  ها اسکلتی ظاهر شد و در انتها نوبت به بخش گوریل رسید ، من وقتی آن را دیدم گفتم واقع چه قدر خارجی  ها خوب عروسک درست می کنند، گوریل آمد و پیش من نشست، کمی با تعجب از طبیعی بودن آن به او دست زدم، بعد از مدتی که آن جا روشن تر شد دیدم نه واقعا چشم  هایش خونی و طبیعی است، همچنین یک گرمای واقعی هم داشت و او هم که انگار از من خوشش آمده بود همان جا نشست و  محکم دستش را دور گردن من انداخت.به انتها که رسیدیم همه با دیدن آن صحنه فرار کردند و من ماندم و گوریلی که سفت من را چسبیده بود، حدود 45 دقیقه طول کشید تا مسولین آنجا با زبان  های مختلف او را از من جدا و زندانی کردند ، بعد از آن ماجرا یکسری چیزها در زندگی من تغییر کرد، مثلا از همان موقع موهای من شروع به ریختن کرد. یا دیگر آلبالو پلو دوست ندارم و  یا هر شهربازی که می روم بخشی از آن تعطیل می شود.

در ادامه مهران غفوریان به عنوان دیگر کمدین در برنامه حضور پیدا کرد و خاطره ای از تصادفش را بازگو کرد. او از شبی گفت که با فولکس قورباغه  ای بیژن بنفشه خواه در راه ویلای شمال بودند که ناگهان در وسط آن جاده باریک ، گاوی را دیدند که سد معبر کرده و برای اینکه به او برخورد نکنند تصادف سختی با دیوار کردند.

مهران غفوریان در ادامه گفت: سر من با آینه ماشین بریده بود و برای اینکه پدرم که در ویلا بود نترسد ابتدا بیژن بنفشه خواه جلو رفت و من پشت او قایم شدم، او که با صدای تصادف بیدار شده بود دم درآمد و به بیژن گفت: تصادف کردید؟ بنفشه خواه گفت: بله آقای غفوریان! پدر: باشه از این به بعد بیشتر مواظب باش.در همین حد.حتی پدر غفوریان از او نپرسید پسرم کجاست؟! حضور غفوریان و بازگویی این خاطره لحظات شادی را برای مخاطبان رقم زد.

پس از رفتن مهران غفوریان، لبخند مهمانان هفته پخش شد و تندیس طلایی بهترین لبخند از نگاه خندوانه ای ها به نادر سلیمانی تعلق گرفت. این قسمت از خندوانه نیز بدون حضور جناب خان به پایان رسید.

تهیه و تدوین : گروه فرهنگ و هنر سیمرغ

جدید ترین مطالب سایت