فروش ویژه اسلایسر هندوانه

هم اکنون این محصول با 65 درصد تخفیف عرضه شده است

فقط 10000 تومان 

خرید اینترنتی

»

بحث داغ آزار و اذیت زنان ایرانی ها

گزارش سفرنامه طور دو ژورنالیست زن ایتالیایی که دو هفته ای را در ایران سپری کرده اند، بهانه ای شده برای داغ شدن دوباره بحث آزار و اذیت زنان در ایران.

هموطن:گزارش سفرنامه طور دو ژورنالیست زن ایتالیایی که دو هفته ای را در ایران سپری کرده اند، بهانه ای شده برای داغ شدن دوباره بحث آزار و اذیت زنان در ایران. این دو نفر نوشته اند که در تمام طول این دو هفته احساس ناامنی می کرده اند، مورد انواع آزارهای جنسی قرار گرفته اند و حتی زنی که به عنوان تورلیدر پیدا کرده اند برای شان از خاطره تلخ کودکی اش درباره پیرمرد بقالی تعریف کرده که خواسته به او تجاوز کند.

حالا انتشار این گزارش، طبق معمول باعث صف بندی مخالفان و موافقان وجود آزار و اذیت خیابانی در ایران شده است. زن و مرد هم ندارد؛ چه بسا زن هایی که این گزارش و امثالش را سیاه نمایی قلمداد می کنند و چه مردانی که برای اثبات مساله حتی حاضر به خودافشایی شده اند. 

بعضی ها به دو دختر ایتالیایی نامه سرگشاده نوشته اند و به خاطر افشای بدبختی های زنان ایرانی از ایشان تشکر کرده اند، بعضی دیگر هم به هر کسی که از تجربیات تلخش در این باره نوشته اتهام خیانت و وطن فروشی زده اند.

بحث داغ آزار و اذیت زنان ایرانی ها

آیا کسی می تواند منکر انواع و اقسام آزار و اذیت های جنسی در ایران شود؟ گمانم چنین فردی یا نمی داند آزار جنسی چیست، یا سال هاست از خانه اش بیرون نیامده. لازم نیست دختر باشی؛ یک چشم و یک گوش و البته حداقلی از هوش هم کافی است که بفهمی در کوچه و خیابان، تاکسی و اتوبوس و مترو و پل عابر، در راه مدرسه و دانشگاه، یا حتی در خود مدرسه و دانشگاه هم، چه قدر فضا برای زنان این جامعه ناخوشایند و گاهی ناامن است. 

دلایلش البته پیچیده است و ساده لوحانه است اگر بگوییم «خب مردان ایرانی...» یا «چون زن ها خودشان...» و سه نقطه های را با هر چه دل مان خواست پر کنیم. اما انگار اصل ماجرا دردی را که دوا نمی کند هیچ، خودش درد است.

آیا تصویری که دو دختر ایتالیایی از دو هفته اقامت در ایران داده اند مغرضانه و به قصد سیاه نمایی بوده است؟ شاید بیش تر ما آدم ها بی طرف نیستیم و درباره دنیا پیش داوری داریم؛ حتی ممکن است از پررنگ تر کردن سیاهی ها منافعی هم ببریم. اما آیا موضوعی که به این بهانه درباره اش حرف می زنیم هم مغرضانه یا دروغ است؟ گمان نکنم. بهتر است سوال را عوض کنیم و از خودمان بپرسیم که چرا باید چنین اتفاقی بیفتد تا بهانه حرف زدن درباره موضوعی شود که نیمی از جمعیت این جامعه –از کودکی تا میان سالی- با آن درگیر هستند؟ 

چرا نباید در رادیو و تلویزیون در این باره حرف زده شود که چه چیزی مصداق آزار و اذیت خیابانی است؟ چرا نباید در مدارس به پسرها و دخترها آموزش داده شود که چگونه در روابط اجتماعی شان به یک دیگر آسیب نرسانند؟ چرا نباید در فرهنگ سراها و خانه های سلامت و مراکز بهزیستی و ده ها نهاد اجتماعی و شهری دیگر، جلسات عمومی برای بازیگری و گفت و گو درباره این تجربیات تلخ برگزار شود؟ چرا حتی روزنامه ها و مجلات ما بخش و صفحه یا دست کم ستونی ندارند که بازتاب دهنده این ناهنجاری روزمره باشد؟

حالا از خودمان بپرسیم کدام یک خطرناک تر است: تصویر کج و معوجی که بیگانگان غرض ورز و سیاه نما از ما به جهان ارایه می دهند، یا چشمان فروبسته ما در برابر آینه ای که تصویر ما را –کج یا راست- به ما باز می نمایاند؟ شاید اگر نگاه مان به آینه راست نمای برابرمان باشد، دنیا هم یاد بگیرد درست تر نگاه مان کند.

جدید ترین مطالب سایت