فروش ویژه اسلایسر هندوانه

هم اکنون این محصول با 65 درصد تخفیف عرضه شده است

فقط 10000 تومان 

خرید اینترنتی

»

بازسازی صحنه قتل دردناک دختر 8 ساله

جوان شیطان صفتی که دختربچه ۸ ساله ای را در سرویس بهداشتی مدرسه روستا به قتل رسانده و طلاهای او را نیز سرقت کرده بود در حالی به بازسازی صحنه جنایت هولناک خود در حضور قاضی ویژه قتل عمد پرداخت که اهالی روستا با تجمع در اطراف مدرسه خواستار اجرای مجازات وی در ملاء عام شدند.

هموطن:

متهم ۲۱ ساله این پرونده جنایی که توسط کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی به روستایی در ۷۰ کیلومتری مشهد(محل وقوع قتل) هدایت شده بود با دستور قاضی سیدجواد حسینی مقابل دوربین قوه قضاییه قرار گرفت تا جزئیات قتل دختر ۸ ساله را شرح دهد.

او گفت: آن روز عصر حدود ساعت ۵ بعدازظهر بود که دیدم دختر ۸ ساله در حالی که شال زرد رنگی به سر دارد با پای پیاده به طرف منزلشان حرکت می کند. یک لحظه وسوسه های شیطانی به سراغم آمد که در همین حال دخترک را صدا زدم و از او خواستم دنبالم بیاید که کاری با او دارم! آن دختر هم که مرا می شناخت بدون هیچ حرفی دنبالم به راه افتاد. من به طرف مدرسه روستاحرکت کردم و او را از دیوار کوتاه مدرسه به سوی سرویس بهداشتی کشاندم. آن جا یک تخته موکت کهنه پهن بود. وقتی دخترک متوجه منظورم شد فقط اشک می ر یخت اما من توجهی به ناله های او نکردم و...

متهم ۲۱ ساله در ادامه اعترافاتش افزود: سپس از «م» خواستم تا گوشواره های طلایش را بیرون بیاورد و به من بدهد اما او دستانش را روی گوش هایش قرار داد و گفت: اگر گوشواره هایم را بگیری ماجرا را به مادرم می گویم. ولی گوش من بدهکار این حرف ها نبود. وقتی با مقاومت او روبه رو شدم در یک حالت جنون آمیز گلویش را فشار دادم و سپس شال زرد رنگ او را دور گردنش پیچیدم تا خفه شد و روی زمین افتاد. در این هنگام گوشواره هایش را سرقت کردم و در فلزی سرویس بهداشتی را نیز با نخ بستم و از محل فرار کردم. وقتی به منزلم رسیدم برای آن که همسرم متوجه موضوع نشود گوشواره های طلا را زیر فرش پنهان کردم و به داخل روستا رفتم. دیدم اهالی محل به دنبال دختر گم شده می گردند که من هم همراه آن ها شدم و با صحنه سازی اهالی را به طرف مدرسه کشاندم.

هوا تاریک شده بود که من به همراه پسرعمه ام وارد مدرسه شدیم. در این لحظه من با باز کردن نخی که به در سرویس بهداشتی بسته بودم فریاد زدم که او اینجاست و بدین ترتیب پیکر بی جان «م» را بیرون آوردم که با تجمع اهالی در محل مذکور، پلیس نیز در جریان قرار گرفت و دقایقی بعد وقتی شما (قاضی ویژه قتل عمد) به من مشکوک شدید چاره ای جز اعتراف ندیدم.

جدید ترین مطالب سایت