فروش ویژه اسلایسر هندوانه

هم اکنون این محصول با 65 درصد تخفیف عرضه شده است

فقط 10000 تومان 

خرید اینترنتی

»

زندگی با هر روز عذاب علیرضا بین دو اعدام

یك بار پیش از آنكه آفتاب روز چهارشنبه بالا بیاید پای چوبه دار رفته و در 38 سالگی سردی طناب را دور گردنش حس كرده، همان روز كه خانواده اولیای دم با فریاد اعلام كردند بخشیدیم! حالا...

هموطن: یك بار پیش از آنكه آفتاب روز چهارشنبه بالا بیاید پای چوبه دار رفته و در 38 سالگی سردی طناب را دور گردنش حس كرده، همان روز كه خانواده اولیای دم با فریاد اعلام كردند بخشیدیم! حالا او 40 ساله و همچنان منتظر اجرای حكم قصاص است و اگر دو میلیارد تومان به حساب اولیای دم واریز نكند این بار زبری طناب دار بیشتر گلویش را فشار می دهد، آنقدر كه بمیرد! این جملات شرح حال علیرضاست كه روزها و شب هایش در زندان رجایی شهر می گذرد. گفت وگو با او در زندان رجایی شهر انجام شد و آنچه می خوانید تنها گفته ها و تعریف های خودش از ماجراست 

شما مرتكب قتل شدی، خودت هم این موضوع را پذیرفته یی، از روزهایی كه تصمیم به این كار گرفتی تعریف كن.

چندین سال با مرحوم« ع» كار می كردم، او مالك یك كارخانه تولید، فایل، كمد و... در جاده ماهدشت كرج بود و به دلیلی كه نمی دانم از كار اخراجم كرد. او یك برگه سفید امضا از من گرفته بود و به همین دلیل پس از اخراج از كارخانه  نتوانستم برای احقاق حقم كاری كنم. شرایط بد اقتصادی و فشاری كه روی من بود مرا به این فكر انداخت كه او را بترسانم و برای همین اسلحه یی از كرمانشاه تهیه كردم و چون ورودم به كارخانه ممنوع شده بود در روز 30 خرداد سال 85 به مقابل كارخانه رفته و منتظر ماندم كه خارج شود. هنگام شب زمانی كه مرحوم « ع» از كارخانه خارج شد، همدست دیگرم به بهانه پرسیدن آدرس جلویش را گرفت و من در همین فرصت از در عقب سوار ماشین خودرو شدم.

گفتی كه می خواستی مرحوم« ع» را بترسانی، این حرف یعنی قصد كشتنش را نداشتی، راه دیگری جز اسلحه كشی برای ترساندن مقتول نبود؟!

واقعا قصد كشتن آقای « ع» را نداشتم، او 41 ساله بود و زن و بچه داشت به همین دلیل واقعا قصد كشتنش را نداشتم اما نمی دانم چطور شد كه این اتفاق افتاد و امروز حتی بازگو كردنش حالم را بد می كند. از كاری كه كرده ام پشیمانم.

همدستت كجاست؟

به 10سال حبس محكوم شد.

ازدواج كردی؟

مجردم و ساكن كرج بودم، خانواده ام هم ساكن كرمانشاه هستند.

از خانواده مقتول چه می خواهی ؟

از آنها می خواهم كه مرا ببخشند؛ من از كاری كه كرده ام پشیمانم اما از ماندن در زندان هم خسته شده ام، هشت سال است كه در زندانم و بهترین روزهای زندگی ام در زندان سپری شده؛ زمان دستگیری من 32 ساله بودم و حالا 40 سال را رد كرده ام.

به هر حال مرتكب قتل شدی و این هم تاوان كاری است كه انجام داده یی، برای رضایت چه كار كرده یی؟

یك بار تا پای دار پیش رفتم، روز بیستم دی ماه سال 91 بود كه پای چوبه دار خانواده مقتول گفتند كه مرا بخشیده اند و تنها چند شرط دارند. من و خانواده ام از این موضوع بسیار خوشحال بودیم اما حدود 20 روز بعد وقتی برادرم به دادگاه رفته بود، فهمیدیم یكی از شروط اولیای دم برای رضایت پرداخت دو میلیارد تومان به آنهاست و این رقم را برای جلوگیری از ایجاد مزاحمت از سوی من برای خودشان اعلام كرده اند.

حدود دو سال از آن روز گذشته، نتوانستی این پول را جور كنی؟

واقعا تهیه دو میلیارد تومان برایم غیر ممكن است و خانواده ام نیز چنین پولی ندارند، آنها اگر تمام زندگیشان را در شهرستان بفروشند یك پنجم این رقم را هم نمی توانند تامین كنند.

پس چه كار می كنی؟

چند بار خانواده ام قصد ملاقات با خانواده مقتول را داشتند كه نشد، من از وضع آنها هم با خبرم، خانواده ام شرایط خوبی ندارند و از طرف دیگر به خانواده مرحوم «ع» هم حق می دهم اما تحمل این شرایط برایم سخت شده به قاضی پرونده ام و رییس دادسرای ناحیه 27 نامه نوشتم و خواستار تعیین تكلیف وضعیتم شدم چون پول ندارم باید سال ها در زندان بمانم و حتی تصور این موضوع هم برایم عذاب آور است.

صحبتت با اولیای دم چیست؟

از اولیای دم می خواهم كه مرا ببخشند، من واقعا از كاری كه مرتكب شده ام پشیمانم و می خواهم حالا كه بیشتر از نیمی از عمرم سپری شده و بهترین سال های آن را نیز در زندان بودم برای باقیمانده عمرم برنامه ریزی كنم. من واقعا نمی توانم دو میلیارد تومان را تهیه كنم و اگر برایم مقدور بود، خیلی بیشتر از این مبلغ را نیز به خانواده مرحوم «ع» تقدیم می كردم. آنها عزیزشان را از دست داده اند و من بابت این كار واقعا متاسفم اما من و سه برادر و سه خواهرم حتی اگر با هم جمع شویم نمی توانیم یك پنجم این مبلغ را تهیه كنیم. خواهش من از آنها این است كه مرا ببخشند و فرصت زندگی دوباره به من بدهند.

منبع خبر: گروه خبر سیمرغ

جدید ترین مطالب سایت