فروش ویژه اسلایسر هندوانه

هم اکنون این محصول با 65 درصد تخفیف عرضه شده است

فقط 10000 تومان 

خرید اینترنتی

»

عاشق فرد دیگری شدم،شوهرم را خفه کردم!

پرونده زنی که متهم است شوهر خود را با همدستی مرد موردعلاقه اش به قتل رسانده در حال رسیدگی است...

روزنامه شرق: پرونده زنی که متهم است شوهر خود را با همدستی مرد موردعلاقه اش به قتل رسانده در حال رسیدگی است.

این پرونده روز 17 اردیبهشت با اعلام گزارش شهروندی به پلیس 110 استان خوزستان تشکیل شد. این فرد هنگام عبور از جاده ای خلوت شیء مشکوکی را دیده، توقف کرده و وقتی نزدیک رفته، متوجه شده بود آن شی جنازه یک مرد است.

ماموران بعد از دریافت این گزارش به محل رفتند و بررسی های خود را آغاز کردند. آنها پیکر بی جان مردی حدود 40 ساله را مشاهده کردند که به نظر می رسید در سانحه رانندگی جان باخته و راننده خاطی گریخته است. ماموران وقتی لباس های مقتول را جست وجو کردند هیچ مدرک شناسایی ای به دست نیاوردند به همین دلیل احتمال دادند این مرد خودکشی کرده باشد.

جنازه برای تعیین علت دقیق مرگ به پزشکی قانونی فرستاده شد و متخصصان متوجه شدند روی گردن متوفی شیارهایی وجود دارد که نشان می دهد وی با طناب خفه شده است. به این ترتیب تحقیقات برای شناسایی قاتل یا قاتلان آغاز شد.

کارآگاهان فهمیدند مقتول مردی 43 ساله به نام مراد است اما هیچ گزارشی درباره ناپدیدشدن او به پلیس اعلام نشده بود. همین امر سوءظن را نسبت به همسر مقتول برانگیخت. زن جوان که مهشید نام دارد وقتی تحت بازجویی قرار گرفت از ماجرای قتل شوهرش ابراز بی اطلاعی کرد و گفت: «من و مراد زندگی آرام و خوبی داشتیم و اصلا دلیلی نداشت که بخواهم او را به قتل برسانم و از این ماجرا هیچ اطلاعی ندارم.»

مهشید درباره اینکه چرا مفقودشدن شوهرش را به پلیس اطلاع نداده بود، گفت: «مراد عادت داشت هروقت به سفر می رفت هیچ تماسی با خانه نمی گرفت. من هم این اخلاق او را می دانستم. او چندروز قبل به شهری دیگر رفت و من بدون اینکه نگرانش شوم منتظر بودم به خانه بازگردد اما پلیس به من خبر داد شوهرم کشته شده است.»

هرچند ادعاهای زن جوان کارآگاهان را قانع نکرد اما مدرکی هم علیه او وجود نداشت. به همین دلیل پلیس به تحقیقات ادامه داد و پرس وجو از همسایگان مقتول در دستور کار قرار گرفت. اهالی محل به ماموران گفتند مهشید و مراد با هم به شدت اختلاف داشتند و همیشه صدای دادوفریاد از خانه آنها به گوش می رسید. توضیحات همسایگان مهشید بی اساس بودن ادعاهای وی را درخصوص رضایت از زندگی مشترک به اثبات می رساند با این وجود هنوز مدرکی که ثابت کند وی شوهرش را کشته یا در این جنایت نقش داشته در دست نبود. به همین سبب افسران جنایی تجسس ها را پی گرفتند و این بار فهمیدند مهشید با مردی به نام علی به صورت پنهانی رابطه دارد. 

وقتی مدارک کافی در این خصوص جمع آوری شد مهشید بار دیگر تحت بازجویی قرار گرفت. او این بار هم سعی کرد همان ادعاهای اولیه اش را تکرار کند اما برای پرسش های جدید پلیس جوابی نداشت و در نهایت اسرار قتل را برملا کرد.

زن جوان گفت: «من و شوهرم از مدت ها قبل با هم اختلاف داشتیم. اصلا از زندگی ام راضی نبودم و دنبال راهی می گشتم تا از این وضعیت خلاص شوم در همین اثنا به طور اتفاقی با علی آشنا و با او دوست شدم. ما بعد از گذشت مدتی به هم علاقه مند شدیم و تصمیم گرفتیم ازدواج کنیم اما مراد مانع بزرگی بود که سر راهمان قرار داشت. می دانستم او به هیچ وجه مرا طلاق نمی دهد بنابراین باید چاره ای دیگر پیدا می کردم.»

متهم در ادامه اعترافاتش گفت: «مراد به من مشکوک شده بود اما چون خیلی احتیاط می کردم نمی توانست مدرکی علیه من به دست بیاورد اما ادامه این وضعیت ممکن نبود در نهایت به فکرم رسید مراد را به قتل برسانم. موضوع را با علی در میان گذاشتم و او قبول کرد کمکم کند. وقتی شوهرم به سفر رفت من از فرصت استفاده و مقدمات را آماده کردم. تعدادی قرص خواب آور خریدم و وقتی مراد از سفر برگشت دارو را در دوغ او ریختم و به خوردش دادم. بعد از اینکه شوهرم به خوابی عمیق فرو رفت با علی تماس گرفتم او هم طبق نقشه خودش را رساند و با هم طنابی را دور گردن مراد انداختیم و آنقدر کشیدیم که خفه شد بعد علی جنازه را در صندوق عقب خودرواش گذاشت و از خانه بیرون برد.»

جدید ترین مطالب سایت