فروش ویژه اسلایسر هندوانه

هم اکنون این محصول با 65 درصد تخفیف عرضه شده است

فقط 10000 تومان 

خرید اینترنتی

»

بزرگترین شاعران قصیده گوی زبان فارسی خاقانی شروانی

حسان العجم الدین بدیل بن علی خاقانی شروانی از بزرگترین شاعران قصیده گوی زبان فارسی، وی نخست حقایقی تلخص می کرد پدرش درودگر و مادرش کنیزکی رومی بود که اسلام آورد و عمش کافی الدین عمر بن عثمان مردی طبیب و فیلسوف بود.

حسان العجم الدین بدیل بن علی خاقانی شروانی از بزرگترین شاعران قصیده گوی زبان فارسی، وی نخست حقایقی تلخص می کرد پدرش درودگر و مادرش کنیزکی رومی بود که اسلام آورد و عمش کافی الدین عمر بن عثمان مردی طبیب و فیلسوف بود. خاقانی چندی در خدمت ابوالعلاء گنجوی کسب فنون شاعری کرد و به وسیله استاد به خدمت خاقان اکبر فخرالدین منوچهر شرو انشاء درآمد و لقب خاقانی گرفت پس از آن عزلت گزید و در اواخر عمر در تبریز به سر برد مرگ او را به سال 595 نوشته اند وی شاعری متدین و دینداری متعصب است که با وجود پیروی از مذهب تسنن از معتقدات و مقدمات شیعه به دیده تکریم و احترام می نگرد و از واقع کربلا با دلسوزی یاد کرده احوال خود و نااهلان روزگار را به این واقعه تشبیه می کند:

من حسین وقت و نااهلان یزید و شمر و من

روزگارم جمله عاشورا و شروان کربلا

خاقانی شرایط عشق ورزی به خاندان پیامبر و مولا علی (ع) را این گونه بیان می کند

علوی دوست باش خاقانی

کز عشیرت علی است فاضلتر

هر که بد بینی از نژاد علی

نیکتر دان ز خلق و عادل تر

بدشان نیکتر ز مردم دان

نیکشان از فرشته کاملتر

ای ظلم تو مخرب ملک یزیدیان

لاف از علی مزن که یزید دوم تویی

 

 

 

این بیت جزو ابیاتی است که خاقانی در هجورشید و طواط سروده و رشید و طواط را از عشق ورزیدن به خاندان اهل بیت مولا علی (ع) بر حذر داشته است و به نظر مولانا کسی ست که عشق به مولا دارد نباید در وجودش صفت ظلم و ستم وجود داشته باشد.

در لابلای اشعار گاهی به حدیث معروف پیامبر اسلام (ص) اشاره می کند که در شان مقام حضرت علی (ع) می فرمودند:

انا مدینه العلم و علی بابها؛ من شهر علم هستم و علی دروازه آن می باشد.

 

زبده دور عالمی ز آن چو نبی و مرتضی

بحر عقول را دری شهر علوم را دری

در کشور دولت چو نبی شهر علومی

در بیشه صولت چو علی شیر وغابی

بلند همتی و علو درجه مولا (ع) را این گونه بیان می کند.

تو علی همتی و عالی تو

زیوری جز علو نمی دارد

منعم روی زمین کوست به عدل و سخا

چون عمر و چون علی گرد جهان داستان

چون علی کایینه نگاه کنند

دو علی بین به علم وحی گزار

 

توضیح این بیت این می باشد که هرکدام از دو پیشوای دین در ری و خوی آنچنان به علی (ع) می ماند که گویی نقشی است که از علی در آیینه افتاده است.

ذوالفقار علی (ع)

نام شمشیر منبه بن حجاج که در جنگ بدر کشته شد و به پیامبر رسید و در جنگ احد پس از شکست و فرار مسلمانان بعد از آنکه شمشیر علی (ع) در دفاع شجاعانه از پیامبر اکرم (ص) شکست. پیامبر ذوالفقار را به علی داد و چون پیامبر جنگ علی را با کافران دید فرمود: لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار. و گویند این شمشیر از آسمان ها برای پیامبر فرود آمده بود. طول آن را هفت وجب و عرض آن را یک وجب نوشته اند در باب تسمیه آن اختلاف است و یکی از آن وجوه اینکه با هر ضربه ای که علی (ع) بر کسی فرود می آورد آن شخص را از زندگی در این دنیا و از بهشت در آن دنیا فقیر می کرد به اعتبار ماده فقر (تازیانه های سلوک ص 350-351)

و خاقانی لابلای اشعار خود به آن اشاره کرده است و گهی با عنوان تیغ حیدری تیغ علی تیغ حیدر ذوالفقار ظفر، شمشیر حیدر، ذوالفقار نصرت، یاد کرده است.

علم بن مثال علی (ع) تا به حدی است که شاعر ممدوح خود را در علم و دانش در ردیف مولا آورده است/ بوبکر سیر تست و علی علم تا ابد من در دعا بلالش و در حکم قنبرش.

در این بیت خاقانی معتقد است که شروان شاه برای مردم خویش همان را خواسته است که پیامبر برای پیروان خود، پس به ناچار مردم برای او همان را می خواهند که مولا علی (ع) برای پیامبر، خواسته است.

 

لاجرم امتش همان خواهند

که به مختار حیدر اندازد

 

خاقانی در این بیت نقش ممدوح خویش یعنی مخلص المسیح عظیم الروم و عزالدوله را با تشبیه مضمر به حیدر تشبیه کرده است.

ملک عقیم گشته ز آل یزید گفتا

کز نفس دین طراز تو به حیدری ندارم

بی توجهی به دنیا و مافیها یکی از خصلت های روحی مولا علی (ع) می باشد که زبانزد خاص و عام است.

و شاعر در این بیت به این موضوع اشاره کرده است.

علی را گو که غوغای حوادث کشت عثمان را

علی وار از جهان بگسل که ماتم دار عثمانی

بیت اشاره به فتح قلعه خیبر توسط سپاه اسلام به فرماندهی حضرت علی (ع) یک تنه درب قلعه خیبر را از جا کند و با این اقدام سپاه اسلام وارد قلعه شدند و توانستند دشمنان اسلام را از پای درآورند. و این موضوع در ادب فارسی بین شاعران جزو یکی از مضامین شعری گردید.

ای چراغ یزیدیان که دلت

چون علی خیبر ستم بشکافت

کنیت حضرت علی (ع) زیرا که روی آن جناب در حالت غم و غصه بر زمین مسجد استراحت فرمودند پیغمبر (ص) آمد رخسار و اندام ایشان را در خاک گرد آلود دیده، از راه شفقت برای بیدار کردن فرمود قم یا ابا تراب از آن رو این کنیت مقرر گشت و به آن کنیت تفاخر می کرد و بوتراب در اصل ابو تراب است که فارسیان الف را اکثراً حذف می کنند (لغت نامه مدخل بوتراب)

و خاقانی لابه لای اشعار خود از این کنیت مولا علی (ع) استفاده نموده است.

به بو تراب که شاه بهشت قنبر اوست

فدای کعبه و ترابش کواعب و اتراب

او علیه السلام و من بنده

سومین بوتراب دیدستند

شاه چو صبح دوم هست جهانگیر از آنک

هم دل بوالقاسم است هم جگر بو تراب

نظام کشور پنجم اجل رضی الدین

رضای ثانی ابو نصر بو تراب رکاب

سحر حلال من چو خرافات خود نهند

آری یکی است بو لهب و بو ترابشان

شاه  زنبور امیر النحل شاه نحل یعسوب الدین تمام این موارد کنایه از مولا علی می باشد این کنایه از آن جاست که یکی از پسوندهای آن بزرگوار یعسوب الدین بوده است.

تا چو شاه نحل شاه انگیخت لشکر چشم خصم

صد هزاران چشمه شد چون خانه نحل از بکا

یعسوب امت است علی وار از آنکه سوخت آوردن

زنبور خانه زر و سیم آذرسخاش

شجاعت و دلاوری حضرت علی (ع) بر همگان روشن است. دلاوری های آن حضرت در میدان کارزار و رشادتهای مولا در جنگ با مشرکین فتح قلعه خیبر و جنگ احد و بدر و...

سبب گردید که در ادبیات عرب و عجم به شجاعت ودلاوری توصیف گردد. خاقانی بنا به ضرورت در مدح ممدوح خود با استفاده از این صفت مولا به توصیف ممدوح خود می پردازد و ممدوح خود را چه بصورت آشکار و چه به صورت مضمر به مولا تشبیه می سازد.

خسرو صاحب قرآن تاج فروق خسروان

جعفر دین بصادقی حیدر کین بصفدری

حیدر آتش سنان آمد به رزم

رستم آرش کمان آمد به رزم

مانند علی سرخ غضنفر تویی ارچه

از نسل فریدونی و از آل عبایی

شاها عرب نژادی و هستی بخلق و خلقت

شاه بشر چو احمد و فر عرب چو حیدر

حیدر آسمان حسام احمد مشتری نگین

رایض رای آسمان صیقل جاه مشتری

هر دو زنبور خانه شهوات

کرده غارت چو حیدر کرار

امام حسن امام حسین (ع)

دو طفل عبارتی است که در شعر خاقانی بکار رفته است و کنایه است از سرو جوانان بهشت امام حسن وامام حسین که اشاره به این عبارت عربی دارد «سیدی شباب اهل الجنه» و حضرت پیامبر (ص) آن دو طفل را چنان گرامی می داشت که آنان در کودکی بر پشت پیامبر می نشستند و حتی زمانی که پیامبر در سجده بودند سجده نماز را آنقدر طول می دادند تا آن دو از پشت پیامبر پایین بیایند و خاقانی دو طفل را به کار برده است.

که به چهار پیر زبان کرده در دهن

که با دو طفل در دهن افکنده ریسمان

ز صد هزار خلف یک خلف بود چو حسین

که نفس احمد بختی رام او زیبد

بخ بخ آن بختی که کتف رسول

جایگاه زمام او زیبد

دل پاکش محل مهر من است

مهر کتف نبی است جای مهار

 

 

جدید ترین مطالب سایت