فروش ویژه اسلایسر هندوانه

هم اکنون این محصول با 65 درصد تخفیف عرضه شده است

فقط 10000 تومان 

خرید اینترنتی

»

اندیشه داعشی از کجا آمد؟

افراط گرایی دینی بزرگترین خطری است که از دو دهه قبل جوامع بشری به ویژه کشورهای منطقه را تهدید می کند. این خطر تا چندی پیش در سوریه و امروز در عراق دامان جوامع اسلامی را گرفته است. اولین بار در کجای تاریخ نامی از افراط گراها آورده شده است؟

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر ، افراط گرایی دهه های اخیر پدیده ای نوظهور است یا ادامه افراط گرایی در تاریخ اسلام محسوب می شود؟ ظهور افراط گرایان در کشورهای پیشرفته نوعی قدرت یابی با رنگ دینی است یا شکل جدیدی از دغدغه های دینی است؟ چطور می توان جوامع را از خطر افراط گراها نجات داد؟ چرا تا به امروز نمایندگان اسلام رحمانی و معتدل کمترین میزان نفوذ و تاثیرگذاری را در از بین بردن افراط گراها و شناساندن اسلام حقیقی داشته اند؟

دکتر سیدمحمد ثقفی، استاد تاریخ و جامعه شناس دینی در گفت و گو با شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) به این پرسش ها پاسخ گفت:

 با نگاه به تاریخ اسلام، افراط گراها از کجای تاریخ سر در آورده اند و اولین بار در چه مقطع زمانی ذکری از آنها آورده شده است؟

ثقفی گفت: افراط گرایی در دو منبع مطرح شده که یکی از این منابع، کلامی بوده است. افراط گرایی اولین بار در قرآن کریم و در رابطه با غلو مسیحیان مطرح شده است که در واقع قرآن نسبت به غلو مسیحیان که بشر را خداوند می دانستند، انتقاد و در نهایت آن را رد کرده است. «یَا أَهْلَ الْکِتَابِ لاَ تَغْلُواْ فِی دِینِکُمْ وَلاَ تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ إِلاَّ الْحَقِّ»

پس از بُعد نظری – کلامی، در اندیشه اسلامی، افراط گرایی اولین بار در زمان امام علی(ع) شروع شد که در نهج البلاغه نیز به آن اشاراتی شده است. گروهی به امام علی(ع) نسبت خدایی دادند، امام(ع) آنان را نهی کرد و گفت: «من کمتر از آن هستم که شما تصور می کنید، من کمتر از خدا هستم، این چنین به من نگویید.» امیرالمؤمنین همواره تأکید می کردند: «درباره من دو گروه به هلاکت رسیده اند، یک دسته دوستداران غلو و جهل که مرا خدا کرده اند، یک دسته هم کسانی هستند که شأن صحابه متقی را پایین آوردند و با معاویه بیعت کردند.»

اندیشه داعشی از کجا آمد؟

قسم سوم افراط که در رابطه با مسلمین مطرح شد، در جنگ خوارج پس از صفین بود. عده ای از امیرالمؤمنین روی برگرداندند، این گروه ذهن ساده ای داشتند، از نظر تحلیلی بسیار ظاهرنگر بودند و حکومت اشخاص را قبول نداشتند در حالتی که حکومت یک مساله زمینی است و در مسایل زمینی، حاکم بشر است. خوارج در داستان حکمه گفتند، حکومت برای خداوند است و کلمه به کلمه گفته او باید بر روی زمین پیاده شود. این گروه چنین تفکری را دنبال کردند و کسانی که به نظرشان در رابطه با حکم خداوندی نتوانستند واقع بینانه و عادلانه داوری کنند، کافر هستند.

پس از این جریان، مساله تکفیر مطرح شد و خوارج تنها خودشان را مؤمن می دانستند و دیگران را تکفیر کردند و لذا در برابر آنان دست به شمشیر می بردند. در آن زمان ابوحنیفه با ستمگران و فرقه های گمراه از جمله خوارج که مسلمانان را تکفیر می کردند و خون مسلمانان را به اندک بهانه ای می ریختند، مبارزه می کرد. او در واکنش به تکفیر مسلمانان از جانب خوارج می فرمود که هرکس به یگانگی خدا شهادت دهد، رسالت حضرت محمد (ص) را قبول داشته باشد، نماز بخواند، روزه بگیرد و حج کند، مسلمان و ریختن خون او حرام است. همان چیزی که در حدیث شریف نبوی است که هرکس شهادتین بگوید و نماز بجا آورد، زکات بپردازد، حج کند، مال، جان، ناموس و آبروی او محترم است.

متاسفانه در قرن هفتم و هشتم ابن تیمیه نظریه ای آورد که بیشتر به ظاهر قرآن تمسک می کردند و اعتقاد داشتند که بهترین مسلمانان تنها در زمان پیامبر(ص) بودند چرا که آنان خود و زندگی ای ساده داشتند و تشریفاتی نبودند از این رو این گروه هر چه در عالم اسلامی که پس از پیامبر حادث شده را بدعت در برابر سنت می دانستند و معتقد بودند هر چه مخالف سنت صدر اول اسلام است، باید از بین برود. ابعاد توحید شامل توحید در ذات، صفات، افعال و عبادت می شود، که اعتقاد ابن تیمیه و پیروانش بیشتر در بعد توحید در عبادت مشهود بود. به عبارت دیگر آنان بر اساس توحید در عبادت می گفتند، کسانی که در قبور ائمه و حضرت رسول(ص) شفاعت می کنند، مرتکب بدعت شده اند و باید نابود شوند.

اندیشه داعشی از کجا آمد؟

در قرن ۱۲ محمد عبدالوهاب دوباره اندیشه های تیمیه را احیا کرد منتها آن دوره دو جریان فکری و دینی به یکدیگر نزدیک شدند. عبدالوهاب براساس جریان فکری و دینی مطرح کرد کسانی که در عالم اسلامی اولیای الهی را تقدیس می کنند، از آنان شفاعت می طلبند و برای آنها احترام قائل هستند، آنها شرک در عبادت می ورزند. در آن زمان محمد بن سعود حاکم نجد و عبدالوهاب پیمان بستند و قول تشکیل دولت و تأیید یکدیگر را دادند و به این ترتیب عقاید خود را به یکدیگر نزدیک ساختند که از همین جا قدرت وهابیت پدید آمد. محمد بن سعود با محمد عبدالوهاب به تعبیر خودشان قیام توحیدی کردند و نام آن را محمدیه گذاشتند و سپس لشکری فراهم کردند تا قبر حضرت رسول(ص) را نابود کنند. منتها آن دوره مسلمانان اجماع کردند و این اتفاق نیفتاد، اما آنان کلیه قبرهایی که در بقیع وجود داشت را با خاک یکسان کردند.

ابن زبیر که در قرن ۷ به مکه برای زیارت رفته بود، در سفرنامه خود عکس هایی از قبور ائمه بقیع و دیگر همسران پیامبر گرفته بود که نشان می دهد مرقد این بزرگان گنبد داشته است که وهابیون با حمله خود به این مکان ها آنها را از بین برده اند.

در آن زمان، سعود که به شدت نسبت به وضع خود و استقلالش از عثمانی مغرور شده بود، به شاه ایران، فتحعلی شاه و خلیفه ی عثمانی نامه نوشت و آن دو را تهدید کرد اگر وهابی نشوند، با آن ها می جنگد. فتحعلی شاه درگیر جنگ با روسیه بود و نمی خواست درگیری جدیدی برای خود درست کند. سفیر جدیدی با نامه ای محبت آمیز و یک شمشیر خراسانی گوهر نشان پیش محمد علی پاشا، حاکم مصر، فرستاد و از او خواست وهابی ها را سرکوب کند. خلیفه ی عثمانی هم از حرکت وهابی ها به سمت شام و عراق عصبانی شد و به محمد علی پاشا دستور داد وهابی ها را سرکوب کند. پاییز سال ۱۱۹۰، نیرو های مصر به فرماندهی طوسون پاشا، پسر محمد علی، نخستین حمله ی خود را به وهابی ها آغاز کردند. ابتدا عبدالله و فیصل، پسران سعود، مصری ها راـ که گرفتار بی آبی، گرما و بیماری شده بودند شکست دادند. طوسون پاشا مدتی با وهابی ها مذاکرده کرد تا بدون جنگ تسلیم شوند که آن ها نپذیرفتند و در نهایت محمد علی پاشا با لشکری بزرگ وارد عربستان شد و دیگر درخواست های سعودی را برای گفت و گو نپذیرفت و وهابیون را از بین برد، اما پس از کشف نفت در عربستان و تشکیل سازمان آرامکو، عربستان نفت بسیاری به خاورمیانه صادر می کند. سعودی ها برای ترویج اندیشه وهابیت در دنیا بسیج شده اند و به نقاط مختلف جهان مبلغ می فرستند.

امروز پس از پیروزی سوریه و ایران در مقابل ظالمان، اسراییل سعی دارد از سیاست اختلاف شیعه و سنی استفاده کند و در نتیجه گروه النصره و داعش را تحریک می کند. در پشت این تحریکات بندر سطان است؛ او حدود ۲۵ سال سفیر سعودی در آمریکا بوده و یقینا طرح های بسیاری را پیاده کرده است. با اینکه عالم اسلامی به وجود این گروه های تروریستی مبتلا شد اما حضرت آیت الله العظمی سیستانی هم امنیت را در عراق به وجود آورد و هم با صدور فتوای خود پس از حمله داعش به عراق موجب تشکیل یک بسیج عمومی شد که امیدواریم این بلا از کشور عراق دور شود و مسلمانان از کین دشمن در امان و مصون بمانند.

 افراط گرایی از نوعی که در دهه های اخیر بسیار دیده می شود، آیا پدیده ای نوظهور است یا ادامه افراط گرایی در تاریخ اسلام محسوب می شود؟

ثقفی: این افراط گرایی ها در اسلام گذشته هم به چشم می خورد، نمونه آن خوارج هستند. منتها امروز تفکرات تندروی و افراط گرایی دوباره احیا شده است. امروز داعش در عراق صحبت از خلافت یا امارت اسلامی می کند. بخشی از علت اینکه جریان القاعده در دنیای اسلامی، از افغانستان گرفته تا شمال آفریقا، ترکیه، نیجریه و دیگر مناطق توسعه یافته، سیاسی است؛ این گروه ها مخالف سلطه آمریکا بر دنیا هستند. آنان که دست نشانده خود آمریکا بودند، پس از تسلط سیاسی – نظامی آمریکایی ها در دنیا، به بهانه اینکه منافع ما به خطر افتاده به عراق و افغانستان حمله کردند و امروز بلای جان خود آمریکایی ها شدند.

 عده ای به اشتباه افراط گرایی دینی را مختص جوامع مسلمان و توسعه نیافته می دانند در حالی که تعداد زیادی از جوانان از کشورهای پیشرفته جذب این گروه های تروریستی شده اند. ظهور و نفوذ افراط گرایان در کشورهای پیشرفته به مساله قدرت یابی با رنگ دینی مربوط می شود یا در دنیای مدرن امروز، دغدغه های دینی به این شکل در میان افراد بروز یافته است؟

ثقفی: بله! موضوع اصلی قدرت یابی است. منتها این تندروی ها در گذشته در نهضت ها و کشورهایی مانند ایران و عراق پدید آمد. در عراق این جریان تندرو مخالف آیت الله العظمی سیستانی و خویی بودند و حتی پسر آیت الله خویی را کشتند، همین جریان های تندرو بهانه را به دست بهانه طلبانی چون آمریکا دادند تا در عراق به گونه ای که شاهد آن بودیم دخالت کند. امروز حالت تندی و خشونت در عالم اسلامی بعد از تشکیل دولت در ایران و تشکیل دولت شیعی در عراق تا حدودی به آرامش رسیده است. امروز اگرچه امنیت و تمامیت ارضی عراق مورد تجاوز قرار می گیرد اما وجود مرجعیت شیعه موجب شده، گروه هایی که تا دیروز دشمن یکدیگر بودند، امروز با هم وحدت پیدا کنند و جبهه واحدی را علیه تروریست ها به راه بیندازند که امیدواریم پیروز شوند.

 از مشکلات مهم حیات بشر این است که هر مساله ای یا به افراط می گراید یا به تفریط و در نتیجه این ارزیابی های یکطرفه جامعه به سمت جنگ و نابودی پیش می رود که عواقب خطرناکی به همراه دارد. چطور می توان جوامع را از این خطر نجات داد؟

ثقفی: اسلام بر سه نوع سیاسی، علمی و اخلاقی است. در سه دهه اخیر جریان اسلام سیاسی بسیار رشد پیدا کرد. وقتی اسلام، سیاسی است به همراه خود صد و صفر دارد و قانون آن می گوید هر کسی با من نیست با دشمن من است، همین مساله موجب جبهه بندی در داخل مسلمانان شد و عده ای را با صفاتی که مطرح است، تقسیم بندی نمود. ما باید در کنار این اسلام سیاسی، خدای رحمان و رحیم، خدایی که رحمه للعالمین بودن را پیام می دهد و همه سوره ها و نماز ها با نام او شروع می شود را نیز به دنیا معرفی و تبلیغ کنیم و این رحمت را نه فقط برای مسلمانان که برادرانمان هستند بلکه برای کل انسان ها آرزو کنیم و در نهایت اسلام رحمانی – اخلاقی را به درستی ترویج دهیم. در این مسیر اخلاق زیبای حضرت محمد(ص) می تواند به عنوان نماد، سنبل و اسوه اخلاق دنیای مسلمانان مطرح باشد و در نتیجه معرفی اسلام خشونت طلب را اصلاح کرده و اسلام رحمانیت، عقلانیت و علم را ترویج دهد؛ این همان اصلی است که امروز ایران به دنبال آن است و قصد دارد این حقیقت از اسلام را در دنیا تبلیغ کند که برای رسیدن به این منظور باید نیروها را در این زمینه بسیج کرد.

 چرا همواره گروه معتدل و میانه رو و نمایندگان اسلام رحمانی و معتدل در جهان تا به امروز کمترین میزان نفوذ و تاثیرگذاری را داشته اند و در شناساندن اسلام رحمانی آنطور که باید موفق نبوده اند؟

ثقفی: جا افتادن یک فلسفه سیاسی، خلاء می خواهد. تا دیروز دنیای اسلام به حکومت های طاغوتی همچون شاه و صدام مبتلا بودند و به همین دلیل اسلام استقلال طلب، عزت مدار، عزیز و در نهایت اصل مبارزه با ظلم مطرح بود و آثاری داشت که همگان می دانند؛ اگر در جامعه مسلمانی خلایی ایجاد شود و با تغییر نسل، رفتار عام مسلمان بودن و اخلاقی زیستن از دست برود، آن زمان در اثر خلاء اجتماعی به وجود آمده، فلسفه سیاسی اخلاقی – اسلامی زنده می شود. به عنوان مثال وقتی در جامعه بیماری توسعه پیدا کرد، برای برطرف ساختن آن سپاه بهداشت پدید می آید، وقتی جهل و بی سوادی مساله عام شد، معلمان با جهاد سواد آموزی سپاه دانش را توسعه می دهند، وقتی فقر رشد کرد یا کشاورزی عقب مانده شد، جهاد کشاورزی توسعه پیدا می کند و اگر بی اخلاقی، خشونت، عدم محبت در جامعه سرایت پیدا کرد، آن زمان سپاه رحمان و اسلام اخلاقی پدید خواهد آمد و به آرامی رشد خواهد کرد. امروز جهان اسلام باید با هوشیاری متوجه این خلاء شوند و سعی در برطرف ساختن آن کند.

جدید ترین مطالب سایت