فروش ویژه اسلایسر هندوانه

هم اکنون این محصول با 65 درصد تخفیف عرضه شده است

فقط 10000 تومان 

خرید اینترنتی

»

اگر جای مدیران رسانه ملی بودید، برای پخش زنده چه می‌کردید؟

اگر قرار بود هرکدام از ما درباره پخش این مسابقات تصمیم گیر باشیم، چه گزینه ای جز آنچه پیش رو بود، وجود داشت؟ باید بپذیریم در کنار همه نقدهایی که نسبت به تلویزیون وجود دارد و «تابناک» پیشرو بیان بسیاری از آنها بوده، در ماجرای پخش زنده مسابقات ورزشی، دست مدیران تلویزیون و ناظران پخش بسته است و توقع فراتر از آنچه رخ داده، بی انصافی است.

پس از اتفاقات رخ داده در جریان پخش زنده بازیهای ایران در لیگ جهانی والیبال که به موازات جام جهانی پیش می رفت، حملات گسترده ای به رسانه ملی و مشخصاً مدیران صداوسیما به واسطه نوع پخش و میزان بالای سانسور اعمال شده در پخش زنده رقابت ها صورت پذیرفت؛ نقدهایی که تازگی ندارد اما این میزان خروج از دایره انصاف، حرف تازه ای است که پاسخی منطقی در پی دارد.

به گزارش «تابناک»، پخش زنده تلویزیونی همواره یک چالش جدی پیش روی تلویزیون ایران بوده و از زمانی که پای رقیبی چون ماهواره به ایران باز شده، عملاً این چالش جدی تر شده، چرا که مخاطب انتخاب گر ضرورتی نمی بیند که به تماشای با تاخیر و همچنین ممیزی شده رقابت های والیبال بنشینید و از این منظر نوع پوشش چنین رقابت هایی بسیار دشوار است، به خصوص رقابت هایی که فاصله تماشاچیان به زمین اندک است.

در واقع آنچه شامل ممیزی می شود، نه خود بازی، بلکه پوشش تماشاچیانی است که در طول هر بازی حاضر شده اند و از این منظر از گذشته در پوشش برخی رقابت های کشتی قهرمانی جهان این ملاحظات وجود داشت و حال در خصوص والیبال نیز که تماشاگرانش در کادر دوربین قرار می گیرند نیز این حساسیت وجود دارد و منجر به سانسور بی سابقه بازیهای ایران شد که خشم گروهی از مردم را در پی داشت و این عصبانیت را می شد در بازخوردهای اخبار حس کرد.

تلویزیون علی رغم آنکه امکانات پخش زنده اچ دی را فراهم کرده بود و از این منظر یک گام رو به جلو در ارتقاء کیفیتش برداشته بود، در این مقطع حساس نتوانست تدبیری بیاندیشد که این مسابقات به شیوه ای منطقی تر پخش شود اما آیا تدبیری در این زمینه وجود داشت و راه حل جایگزینی پیش روی مدیران رسانه ملی که این روزها غیرمنصفانه مورد تاخت قرار گرفته اند وجود داشت که مورد استفاده قرار نگرفت؟

ضریب نفوذ بالای ماهواره ناگفته پیداست و بنابراین در درجه نخست اگر شخصی طالب تماشای مطلقاً بدون سانسور بازی بود، این فرصت فراهم بود اما اگر انتظار می رفته از دم دستی ترین راهکار یعنی پخش بدون سانسور یا با سانسور کمتر مسابقات استفاده می شد و برخی صحنه ها به نمایش در می آمد، طبیعی است چنین مطالبه ای با ساختار کشورمان همخوانی ندارد و آنهایی که بازیها را بدون سانسور تماشا کرده اند، به این واقعیت اذعان دارند که چنین درخواستی با منطق سازگاری ندارد.

اگر جای مدیران رسانه ملی بودید، برای پخش زنده چه می‌کردید؟

حتی اگر دست مدیران رسانه ملی برای چنین حرکتی باز بود و مشکلات شرعی نیز در پی نداشت، اشخاصی بودند که جنجال بیافرینند و موضوع را آنچنان رسانه ای کنند که ضرغامی منجر به دفاع از عدم سانسور شدید مسابقات شود و بنابراین علاوه بر ملاحظات تلویزیون، چنی عوامل خارجی نیز در دامن زدن به این فضا نقش دارند و این گونه می شود که در بسیاری از دقایق مسابقات، صحنه های اسلوموشن، پیگیری روند بازی را مختل می سازد و حتی گزارشگر بازی نیز به مشکل بر می خورد.

با توجه به آنکه اختیار تنظیم دوربین نیز با ایران نبوده و حتی میزان نمایش حاضران در سالن در پخش زنده جزو پروتکل FIVB است، اگر گزینه عدم ممیزی یا کاهش ممیزی که تبعاتش تفاوت چندانی با عدم ممیزی ندارد را از رویکردهایی که برای پخش زنده می توان بهره گرفت، کنار گذاشت، چه باقی می ماند؟ پخش با ممیزی -به همین شکل که شاهد بودیم-، پخش ضبط و تدوین شده با ساعتی تاخیر و عدم پخش بازیها و دعوت مخاطب ایرانی به پیگیری بازیها از ماهواره که آن هم برای همه مردم میسر نبود، دو گزینه دیگر بود که مدیران رسانه ملی باید یکی از آنها را انتخاب می کردند.

بدون تردید پخش با تاخیر نیز تفاوتی نمی کرد، چون سانسور مشابهی رخ می داد. همچنین اگر مسابقات پخش نمی شد موج مشابهی به راه می افتاد که صداوسیما نسبت درخواست مردم بی توجه بوده و مهم ترین بازیهای والیبال ایران را پخش نکرده و اتفاقاً آن زمان این چالش ایجاد می شد که چرا رسانه ملی این مسابقات را با سانسور پخش نکرده و فرصت تماشای مسابقات را از مردم گرفته است؛ قضیه ای که اکنون عکسش رخ داده و گروهی می گویند با این اوصاف بهتر بود تلویزیون مسابقات را پخش نمی کرد و این ناراحتی را رقم نمی زد.

البته این درخواست که پس از سانسور مسابقات اخیر مطرح شد یک پاسخ منطقی داشت و آن هم اینکه، اگر واقعاً مخاطبان از «سانسور به عنوان تنها گزینه پیش روی تلویزیون» خسته شده بودند، می توانستند تلویزیون را خاموش کنند و یا از طریق رادیو پیگیر این مسابقات باشند و در واقع اجباری برای پیگیری با سانسور مسابقات نبوده و باید پذیرفت که راهی جز این نوع پوشش مسابقات نیز برای مدیران رسانه ملی وجود نداشته است.

با این تفاسیر یک لحظه خودمان را به جای مدیران رسانه ملی بگذاریم و ببینیم اگر قرار بود هرکدام از ما درباره پخش این مسابقات تصمیم گیر باشیم، چه گزینه ای جز آنچه پیش رو بود، وجود داشت؟ باید بپذیریم در کنار همه نقدهایی که نسبت به تلویزیون وجود دارد و «تابناک» پیشرو بیان بسیاری از آنها بوده، در ماجرای پخش زنده مسابقات ورزشی، دست مدیران تلویزیون و ناظران پخش بسته است و توقع فراتر از آنچه رخ داده، بی انصافی است.

منبع خبر: تابناک

جدید ترین مطالب سایت