فروش ویژه اسلایسر هندوانه

هم اکنون این محصول با 65 درصد تخفیف عرضه شده است

فقط 10000 تومان 

خرید اینترنتی

»

روایت زن شاهد سقوط هواپیما

احساس کردم شاید من حساسیت زیادی به خرج می دهم و فکر می کنم هواپیما رو به پایین در حال حرکت است و لحظه به لحظه به زمین نزدیک می شود سر هواپیما رو به پایین بود....

هموطن: زنی که امروز شاهد سقوط هواپیمای مسافربری تهران - طبس در منطقه شهرک آزادی تهران بود، از شرایطی می گوید که جلوی چشمانش هواپیما تکه تکه شد. ساعت 9:20 دقیقه امروز هواپیمای مسافری ایران 140 متعلق به هواپیمایی سپاهان ایر از باند فرودگاه مهرآباد به مقصد طبس پرواز می کند اما در ابتدای مسیر حرکت در کنار شهرک آزادی تهران سقوط می کند.

مسئولان تاکنون کشته شدن 42 نفر و مجروحیت 3 نفر را در این حادثه تأیید کرده اند.

اکرم جدیدی یکی از شاهدان عینی این ماجرا درباره آْنچه امروز در مقابل چشمان خود دیده است برای خبرنگار ما این گونه شرح می دهد:

«من محل کارم در منطقه شهرک آزادی (فرهنگیان) است هر روز با خودروی شخصی به محل کار می رفتم اما امروز ترجیح دادم مسیری را پیاده تا محل کار طی کنم. در مسیر که بودم متوجه پرواز هواپیمایی شدم که به سمت ما می آمد اما در ارتفاع پایینی حرکت می کرد.

احساس کردم شاید من حساسیت زیادی به خرج می دهم و فکر می کنم هواپیما رو به پایین در حال حرکت است و لحظه به لحظه به زمین نزدیک می شود سر هواپیما رو به پایین بود همین طور که حرکت آن را دنبال می کردم ناگهان دیدم که در محوطه پادگان ارتش با صدای مهیبی سقوط کرد.

تا به حال چنین صحنه ای را به چشم ندیده بودم بسیار ترسیدم و به سمت محل حادثه می دویدم تا اگر بتوانم کمکی کنم هواپیما چند تکه شده بود و قسمت جلوی هواپیما و قسمتی که مسافران در آن حضور داشتند داخل محوطه سبز پادگان افتاد.

یک سوم انتهایی هواپیما هم به بلوار شیشه مینا پرتاب شد. نزدیک محل حادثه شدم که ناگهان هواپیما با اینکه سقوط کرده بود دوباره منفجر شد و کسانی که نزدیک محل حادثه بودند گفتند باید تا جایی که می توانیم دور شویم چون ممکن است دوباره بنزین هواپیما منجر به انفجار جدیدی شود.

صدای انفجار به حدی بود که خیلی ها فکر می کردند کوره کارخانه شیشه ترکیده است. همه جا را دود گرفته بود و شعله های آتش زبانه می کشید.

نزدیک به یک ربع از اتفاق که گذشت هلی کوپترها آمدند و نیروهای امدادی آمبولانس، آتش نشانی و هلال احمر رسیدند.

چیزی که بیشتر از همه در این اتفاق برایم آزاردهنده است این است که این اتفاق جلوی چشمانم رخ داد و برای کمک به کسانی که دچار این اتفاق ناگهانی شدند هیچ کمکی نتوانستم انجام دهم و فقط دعا می کردم که نیروهای امدادی حتی برای لحظه ای زودتر برسند تا شاید جان یک نفر به همین چند لحظه ها بند باشد و بتواند نجات یابد.»

منبع خبر: گروه خبر سیمرغ

جدید ترین مطالب سایت