فروش ویژه اسلایسر هندوانه

هم اکنون این محصول با 65 درصد تخفیف عرضه شده است

فقط 10000 تومان 

خرید اینترنتی

»

خاطرات یه دختر جوان (طنز)

 یکی از دوستام با یه پسر خیلی پولدار دوست شده بود و تصمیم داشت هر طوری شده باهاش عروسی کنه،تو یه مهمونی یه دفعه از دهنش پریدکه 5 ساله دفتر خاطرات داره و همه چیزشو توش می نویسه!.....    

خاطرات یه دختر جوان (طنز)

هموطن: یکی از دوستام با یه پسر خیلی پولدار دوست شده بود و تصمیم داشت هر طوری شده باهاش عروسی کنه،تو یه مهمونی یه دفعه از دهنش پریدکه 5 ساله دفتر خاطرات داره و همه چیزشو توش می نویسه!

این آقا هم گیر داد که دفتر خاطراتتو بده من بخونم! از فردای اون روز من و مژگان نشستیم به نوشتنه یه دفتر خاطرات تقلبی واسش، من وظیفه قدیمی جلوه دادنشو داشتم، 10 جور خودکار واسش عوض کردم، پوست پرتقال مالیدم به بعضی برگاش، چایی ریختم روش، مژی هم تا می تونست خودشو خوب نشون داد و همش از تنهایی نوشت و با هیچ پسری دوست نیستمو خیلی پاکم و اصلا دنبال مادیات نیستم و فقط انسانیت برام مهمه و.....

بعد از یک هفته کار مداوم ما و پیچوندن آقای دوست پسر، دفتر خاطراتو برد تقدیم ایشون کرد!

آقای دوست پسر در ایکی ثانیه دفتر خاطرات رو بر فرق سر مژی کوبید و گفت: منو چی فرض کردی؟؟؟

اینکه سالنامه 1393 هست!!

تو 5 سال داری تو این خاطره مینویسی؟؟؟

و اینگونه بود که مژی هنوز مجرد است!!!!

.

.

.

.

و این است خلاقیت دخترا

جدید ترین مطالب سایت