• داستان طنز» حکایت عمه خانــــــوم
    با باز شدن در ساختمان شرکت، نوشین که گوشه سالن پشت میز نشسته بود و مشغول تایپ نامه ای بود، از گوشه چشم نگاه مختصری به سمت در انداخت و دوباره به کار خود ادامه داد. اما ناگهان مثل جن گرفته ها از جا پرید و به سمت زن میانسالی که در آستانه در ایستاده بود

مطالب پیشنهادی

  • مطالب جدید
  • مطالب محبوب