• داستان خواندنی و آموزنده لنگه کفش جا مانده گاندی
    داستان خواندنی و آموزنده لنگه کفش جا مانده گاندی که بسیار نکته آموزنده و زیبایی دارد. گویند روزی گاندی در حین سوار شدن به قطار یک لنگه کفشش درآمد و روی خط آهن افتاد. او به خاطر حرکت قطار نتوانست پیاده شده و آن را بردارد. 
  • از یک دختربچه بدجوری کتک خوردم!
    منم در کمال قدرت و صلابت و در عین حال عصبانیت داشتم داد میزدم و هی هیچی نمیگفتم به این بچه ی مزاحم! اما دخترک سمج اینقد بالا پایین پرید که دیگه کاسه ی صبرم لبریز شد و سرمو آوردم از پنجره بیرون و با فریاد گفتم: بچه برو پی کارت !
  • وقتی که همسرم از من خواست با زن دیگری برای شام بیرون بروم!
    اومیگفت که پس از سالها زندگی مشترک، همسرم از من خواست که با زن دیگری برای شام بیرون بروم...
  • داستان جالب خروس
    زن چنان پاکدامنی دارد که حتی از خروس هم دوری می کند ، به بازار برگشت و خروس را به فروشنده اش که پیر مرد دنیا دیده ای بود پس داد.
  • داستان خواندنی درخت مشکلات
    نجار با دو دستش ، شاخه های درخت را گرفت .چهره اش بی درنگ تغییر کرد.خندان وارد خانه شد، همسر و فرزندانش به استقبالش آمدند ، برای فرزندانش قصه گفت ، و بعد با دوستش به ایوان رفتند تا نوشیدنی بنوشند.  

مطالب پیشنهادی

  • مطالب جدید
  • مطالب محبوب