• کدام مسئول از این رزمنده خجالت می‌کشد؟ + عکس
    آدرس داده اند آخر بازار جمشیدآباد، یک دستشویی عمومی. آتش از آسمان مرداد آبادان می بارد، بازار جمشیدآباد را در هوای داغی که براق شده و تو چشم می زند می رویم بالا،می آییم پایین. دنبال مردی که عضو مسجد قدس (صدر) آبادان بود. زمان حصر آبادان رزمنده بومی بود، برادرش علیرضا در همان روزها در مقاومت آبادان شهید شد و خودش حالا نگهبان یک سرویس بهداشتی در ته بازار یک محله حاشیه شهر است.

مطالب پیشنهادی

  • مطالب جدید
  • مطالب محبوب