• اعتراف سه مأمور سدمعبر به قتل دستفروش
    به راننده گفتم که باید پول عضویت را بدهد وگرنه باید تعهد بدهد دیگر به این منطقه نیاید اما وی سرخیابان ایستاد و پاشنه های کفشش را کشید بعد ناسزا گفت و با من و «حسن» که فراری است درگیر شد. حسن ابتدا دو سیلی به راننده وانت زد که البته پیراهن حسن نیز پاره شد. «محمد.ص» نیز به هواخواهی من آمد.

مطالب پیشنهادی

  • مطالب جدید
  • مطالب محبوب